امروز پكر وناراحتم
بخاطر اينكه دهن بين بودم
! نميدونم كدام بي عقلي و كدام خدا نشناسي توي ذهن من كرد كه مبادا بچه ات را به دانشگاه آزاد بفرستي
و براي خودت درد سر مالي درست كني ! و من احمق هم گوش بحرفش دادم و بچه اي كه سال سوم دبيرستان كنكور پزشكي دانشگاه آزاد را قبول شده بود ساپورت نكردم !
يادمه خواهرزاده ام هم پزشكي دانشگاه آزاد قبول شده بود ولي بعلت اينكه هزينش براشون سنگين بود او را به دانشگاه آزاد نفرستادند
و چقدر ما جفا در حق اين بچه ها كرديم.
پسرعباس آقا وقتي رشته برق دانشگاه آزاد قبول شده بود و از من مشورت خواست بهش گفتم با هر برنامه اي هست او را به دانشگاه بفرست
و الحمدالله الان فارغ التحصيل شده و مشغول كار است امــــــــــــــــــــــا درحيرتم كه ديگري با حرف نسنجيده اش مرا تشويق كرد كه براي بچه ام هزينه نكنم و جفاي نابخشودني در حق من و فرزندم نمود


درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ