|
همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلتها به ما دهد ... کسانی را که دوسـت داری ، همیـشه کنار خود داشته باش ؛ و بگو چقدر به آن ها علاقه و نیاز داری ... مراقبشان باش ! "گابریل گارسیا مارکز" |
|
همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلتها به ما دهد ... کسانی را که دوسـت داری ، همیـشه کنار خود داشته باش ؛ و بگو چقدر به آن ها علاقه و نیاز داری ... مراقبشان باش ! "گابریل گارسیا مارکز" |
از درختان جنگل پرسیدند :چرا شما با این عظمت از تکه آهنی به نام تبر می رنجید؟
رنج ما از تبر نیست ، بلکه از دسته آن است که از خود ماست ...

کسی که هیچگاه خطایی مرتکب نشده هرگز کار جدیدی را هم شروع نکرده است .
سوالی که گاهی مرا گیج میکند این است که من دیوانه ام یا دیگران ؟
زندگی با ارزش تنها از آن کسی است که برای دیگران زنده باشد .
گر از من بپرسید میگویم که گناه در خلوت را به تظاهر به تقوا ترجیح میدهم .
از دیروز درس بگیرید ، در امروز زندگی کنید و به فردا امیدوار باشید . مهم این است که از پرسیدن باز نایستید .
فقط دو چیز هستند که نهایت ندارند ، جهان و حماقت انسانها !
در مورد اولی هم مطمئن نیستم .
من هوش خاصی ندارم ، فقط شدیداً کنجکاوم .
دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید ، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد . یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد . این یعنی نسبیت .
هنگامی که مهمانان سرشناسی به ملاقاتش آمده بودند و همسرش از او خواست لباس رسمی بپوشد : اگر میخواهند مرا ببینند من اینجا هستم . ولی اگر میخواهند لباسهایم را ببینند درب کمد را باز کنید و کت و شلوارهایم را نشانشان دهید .
ایوان که که در شهر فرانکفورت مهندسعمران است، به روزنامه ایران گفته: «دوربین مداربسته یک ساختمان از سارقان تصویر گرفته و ویدئوی آن را در اختیار داریم، اما با این حال نیروی انتظامی گفت که نمیتواند برای شناسایی و بازداشت سارقان کمکی کند. ما هم فقط دو هفته دیگر فرصت داریم و بعد از آن باید به کشورمان بازگردیم».

این گردشگر با تاکید بر این که از ادامه برنامه خود برای سفر به کشورهای
همسایه ایران بازمانده و آنها را لغو کرده، اظهار داشت: «من پول، دوربین و
چیزهایی که سارقان بردهاند را نمیخواهم. اصلا آنها را به دزدها هدیه
میدهم، اما فقط میخواهم مدارکم را پس بدهند تا از دردسر رها شوم و آرامش
به خانوادهام بازگردد. من از مردم کرج درخواست کمک دارم تا سارقان را
شناسایی کنند».
کریستین ایوان با کنار هم گذاشتن چند برگه کاغذ
و چسباندن آن پشت شیشه ون خود، تصمیم دارد تا سارقان را به پس آوردن مدارک
تشویق کند. او روی این اطلاعیه کاغذی نوشته: «مدارک ما گم شده. یابنده
مژدگانی خوبی دریافت خواهد کرد. ما فقط میخواهیم به خانه برویم.»
تصاویری که دوربین مداربسته یک ساختمان از سارقان ثبت کرده


مشکلی که بوجود آمده ، بگرد و راه حلش را پیدا کن ، دنبال این نگرد که چرا بوجود آمده
هرگز به احساساتی که در اولین برخورد از کسی پیدا میکنید اعتماد نکنید . . .
محبت همه چیز را شکست میدهد و خود شکست نمیخورد . . .
چه پنیری مورد علاقهتان است ؟ سری به فروشگاهها بزنید حالا انواع و اقسام
پنیرها را با طعمهای مختلف میتوانید پیدا کنید. اما شاید عجیب و
غریبترین پنیر دنیا،گرانترین نوع آن باشد. پنیری که باید برای خرید هر
کیلوگرم آن بیشتر از ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان پول پرداخت کنید!
به
گزارش مجله مهر آدمهای زیادی نیستند که بتوانند این پنیر را امتحان کنند.
قیمت این پنیر بهقدری زیاد است که فقط آدمهای خاص علاقهمند به
فرآوردههای لبنی شاید دل به دریا بزنند و برای امتحان طعم آن پولشان را
خرج کنند. این پول درواقع به خاطر پنیری است که از شیر الاغ تهیه میشود.
یرای دیدن تنها کارخانه درست کردن پنیر الاغ جهان باید به ۵۰ مایلی غرب
بلگراد بروید. جایی که مدت بسیاری زیادی طول میکشد تا صاحبان کارخانه
بتوانند از ۲۵ لیتر شیر الاغ یک کیلوگرم پنیر تهیه کنند. به گفته صاحبان
این کارخانه تهیه پنیر از شیر الاغ بسیار زمان بر است و به همین خاطر قیمت
پنیر آنها اینقدر بالاست و بیشتر از ۱۰۰۰ پوند برای هر کیلوگرم در میآید.
آنها
با این وجود از کسب و کار خود راضی نیستند و می گویند مشتریهای کمی
دارند که حاضر به پرداخت چنین هزینهگزافی میشوند. هر چند به گفته آنها
مشتری هایی هم وجود دارند که از خریداران شیر الاغ برای درست کردن وان
شیرهستند . برخی از پولدارها اعتقاد دارند که شیر الاغ برای لطافت پوست
مفید است و به همین خاطر هزینه گزافی را پرداخت میکنند تا هر چند وقت
یکبار در وان شیر دراز بکشند.

خدا در مکان های دو از انتظار ؛
به دست افرادی دور از انتظار ؛
و در مواقعی تصور ناپذیر ؛
معجزات خود را به انجام می رساند ...
برای آن مهربان ِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد !...
همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست ...

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه
کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت
کند. اما او موفق به این کار نشد. سپس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از
رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله
برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این
آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده
بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5
کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به
میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که
خود را قادر به انجام آن می دانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد
ساخت که او چه خواهد شد.
شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید «هستید».
اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید.
"نورمن وینست پیل"

به گزارش گروه تکنولوژی زدفان نیوز به نقل از مجله ی TOp Technology : چندی پیش بیل گیتس موسس شرکت مایکروسافت در سخنرانی خود در کالج Concordia به این نکته اعتراف کرد که در ساخت ویندوز از محمد بن موسی خوارزمی ریاضیدان برجسته ایرانی الهام گرفته است. اشاره کرد که زمانی که سال اول دانشگاه بوده کتاب پنجره ارقام خوارزمی را خوانده و با مطالعه ی نوشته های او در باب منطق فازی و جبر دو گانه ,ایده ساخت ویندوز در ذهنش شکل گرفته است و به همین دلیل از دانشگاه بیرون زد تا ایده خود را عملی کند.او بعد ها نام ویندوز را با الهام گرفتن از نام کتاب پنجره ارقام برای سیستم عامل خود انتخاب کرد د او حتی به این نکته اشاره کرد که نام ویندوز xp را از مخفف کلمه ی xarazmi prestige به معنای اعتبار خوارزمی گرفته است
به گفته گیتس در واقع خوارزمی در آن زمان ویندوز را در ذهن خود ساخته بوده است اما امکانات به نمایش گذاستن آن را نداشته… !!!!!

اسمش هزاران سال است كه خليج فارس بوده و هست ولي نظر تنگان ميخواهند اسمش را عوض كنند !!
اگه دوس داشتيد برويد و نظر دهيد .متاسفانه آمار الان كه من ديدم عربها بر ما پيشي گرفته اند!
براي رفتن به سايت اينجا را كليك كنيد و راي بدهيد تا دچار لعنت آيندگان نشويد....

گاهي لازمه صفحه كليد را قفل كني تا ديگران دسترسي به كامپيوترتان نداشته باشن مثلا بچه هاي كوچولو..
راه حل:
كافيه كليد شيفت دست راست كامپيوتر خود را 8 ثانيه پايين نگه داريد و جدولي را كه باز ميشود ok كنيد. همين
براي باز كردن هم مجددا نگاه داريد تا باز شود.
همين الان امتحان كنيد
من بلد نبودم تازه ياد گرفتم
|
سخنانی از نویسنده ی مشهور انگلیسی ولیام شکسپیر: 1.آن کس که جرات انجام کارهای شایسته را دارد،انسان است. 2.صورت شما کتابی است که مردم میتوانند از آن چیزهای عجیب بخوانند. 3.دنیا مانند یک تماشاخانه است؛هر کس نقش خود را بازی میکند و سپس مخفی می شود. 4.دنیا یکسره بازی است و همه ی بازیگران آن به نوبت می آیند و می روند و نقش خود را به دیگری می سپارند. 5.گریه ی ما هنگام تولد آن است که به صحنه ی بزرگ جنون و حماقت وارد شده ایم. 6.زنبور هرچه قدر هم زیاد باشد گل از آن بیشتر است و دلهای ماتم زده هر اندازه باشند، قلب های شاد زیادترند. 7.عشق در حقیقت عذاب است، ولی محروم بودن از عشق مرگ است. |


از شیخ بهایی پرسیدند؟
ای شیخ !! خدا را كجا یافتی؟
فرمود: من خدا را در قلب كسانی دیدم كه بی هیچ توقعی ،
مهربانند...
|
آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا: اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است ! اگر کم کار کند، میگویند تنبل است ! اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند ! اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است ! اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است ! اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست ! اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است ! و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین ! لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد و جز از خداوند نباید از کسی ترسید. پس آنچه باشید که دوست دارید. شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود. |

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
|
قطره از دریا جدا شد و به دریا پیوست رود گفت : چه سقوطی کرد ابر گفت : قطره ای دریا شد ، چه صعودی کرد . . . |


چه قدر دردناک است این مشکل که:
همیشه برای فرار از دست یک " آدم" به " آدم" دیگری پناه برده ایم

براي گذاشتن آهنگ در وبلاگ اولا بايد حجم آهنگ را كم كنيد.براي اين كار از نرم افزار جت اوديو كمك بگيريد.
مرحله ي بعد وارد سايت پيچك شويد واز اين قسمت فايل موسيقي خود را آپلود كنيدوآدرس فايل آپلود شده را برداشته وسپس به قسمت كدهاي موزيك برويد و در آنجا دستورات را اجرا كنيد و كد آهنگ را بر داشته و در قسمت مناسب وبلاگ خود قرار دهيد قرار دهيد
اين پست مخاطب خاص داشت در صورتيكه مفهوم نبود توضيح بيشتر خواهم داد.

چه فرقی دارد ،
پُشت میله ها باشی ؛
یا در خیابانهای شهر در حال قدم زدن ،
وقتی که آرزوهایت ،
در حبس باشند

•
از میان کسانی که برای دعای باران به
میعادگاه می روند تنها کسانی که با خود
چتر می برند به کارشان ایمان دارند.
•
پیچ های جاده آخر جاده نیستند مگر این که
خودت نپیچی.
•
وقتی به چیزی می رسی بنگر که در ازای آن
از چه گذشته ای.
•
آدم های بزرگ شرایط را خلق می کنند و آدم
های کوچک از آن تبعیت می کنند.
•
آدم های موفق به اندیشه هایشان عمل می
کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می
اندیشند.
•
گاهی خوردن لگدی از پشت، برداشتن گامی به
جلو است.
•
هرگز به کسی که برای احساس تو ارزش قائل
نیست دل نبند.

بیچاره چوب کبریت کوچک ...
آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد .... مراقب افکارت باش...
تنها 14 نفر شناخته شده زنده در دنیا وجود دارند که سال های صده 1800 میلادی را دیده اند
|
آب رونده چو می رود زلال است ![]() ورنـه آب ماندنی گندیدنـی ست |
کسی که از اوج می ترسد پایین ترین پله را بالاترین پله می بیند.

|
ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﻴﺪ...
ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻴﺪ. اﮔﺮ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺁﻧﺮا ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪاﺭﻧﺪ, ﺑﮕﺬاﺭﻳﺪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ, " ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻚ اﻧﺘﺨﺎﺏ اﺳﺖ " ﺯﻧﺪﮔﻲ, ﺭاﺿﻲ ﻧﮕﻪ ﺩاﺷﺘﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﻴﺴﺖ |
شاگردی از استادش پرسید:" عشق چیست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق یعنی همین! "
شاگرد پرسید: " پس ازدواج چیست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم یعنی همین!!
*یکشنبه ها**: مسیحیا ،میرن کلیسا در مراسم عشای ربانی *
*برای همه انسانها آرزوی شادی میکنن*
*دوشنبه ها**: زرتشتی ها، به دور آتش برای همگان*
* آرزوی عشق ونیکی میکنن**پنجشنبه ها**: بودائی ها، میرن به معبد برای صلح جهانی دعا میکنن*
*جمعه ها**: ایرانی ها میرن نماز جمعه واسه نصف دنیا آرزوی مرگ میکنند

پسرم
پسر خوبم میدونم که تو هم روزی عاشق می شی. میایی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوستش داری. این لحظه اصلاً عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق که تو حاصل عشقی.
پسرم
مامانت برای تو حرف هایی داره. حرف هایی که به درد روزهای عاشقی ات می خوره.
عزیز دلم
یک وقت هایی زن، اخمو و بی حوصله است، روزهایی میرسه که بهونه می گیره. بدقلقی می کنه و حتی اسمت و صدا می کنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: بله و اون می زنه زیر گریه. زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم. موجوداتی که می تونی با محبت آرومشون کنی و یا با بی توجهی از پا درشون بیاری. باید برای اینجور وقت ها آماده باشی. باید یاد بگیری که دوستش داشته باشي و نازش رو بکشی.
عزیزم، پسر مغرور و دوست داشتنی من
ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه، اما باید یاد بگیری. زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره. میدونی؟ این ویژگی زن. گاهی غصه هاش مجبورش می کنه به گریه. خیلی پا پی دلیل گریه اش نشو. همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بتونی راه حل نشون بدی گاهی فقط باید بشنویش. بذاری تو بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش رو بگیری و ببریش بیرون یه هدیه کوچولو براش بگیری و بگی که چقدر خوشگله. ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی. یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاش و آب کنی نه از غصه آب بشه. اگر هم پای فاصله در میونه کافی هست که نازش کنی. بهش زنگ بزنی و باهاش حرف بزنی. اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو. باز هم صداش کن. عاشقانه صداش کن، حتی اگر واقعاً خسته ای. قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردن ها فایده ای نداره و نمی خواد حرف بزنه و می خواد تنها باشه، بر می گرده طرفت و توی آغوشت خودش و رها می کنه و...
زن ها هیچ وقت این لحظه ها رو که پاش وایسادی، فراموش نمی کنن و همه انرژی رو که براش گذاشتی، بهت بر می گردونن.
پسرم
این روزها که می نویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو، دخترکی که روزی زن می شود، مادر می شود: مادر تو.
...
آنچه خواندید قطعه ای زیبا و دلنشین بود به قلم تهمینه میلانی برای پسرش. تقدیم به همه مادرها و همه دخترها و پسرها...
![]()
بياييد ايــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن كليپ را ببينيم و تصميم بگيريم كه ديگر محيط زيست را آلوده نكنيم
![]()
|
بعضي آدم ها مثل عکس ها می مونند: زیاد بزرگشون کنی ، کیفیتشون مياد پایین |
| ا تهنا برخي از مردم باران را حس ميكنند بقيه فقط خيس ميشوند..... |
|
|
|
فروردین |
|
۱ فروردین
|
|
جشن نوروز/جشن سال نو |
|
|
|
|
|
|
۲ فروردین
|
عيدنوروز |
|
۳ فروردین
|
عيدنوروز |
|
۴ فروردین
|
عيدنوروز |
|
۶ فروردین
|
روز اميد،روزشادباش نويسي /روز تولد زرتشت
|
|
۱۰ فروردین
|
جشن آبانگاه |
|
۱۳ فروردین
|
جشن سيزده بدر |
|
۱۷ فروردین
|
سروش روز،جشن سروشگان |
|
۱۹ فروردین
|
فروردين روز،جشن فروردينگان |
|
اردیبهشت | |
|
۱۰ اردیبهشت
|
جشن چهلم نوروز |
|
۱۵ اردیبهشت
|
جشن ميانه بهار/جشن بهاربد |
|
خرداد | |
|
۶ خرداد
|
خرداد روز،جشن خردادگان |
|
۱۳ خرداد
|
تير روز،جشن تيرگان |
|
تیر | |
|
۱ تیر
|
جشن آب پاشونك،جشن آغاز تابستان |
|
۱۵ تیر
|
جشن خام خواري |
|
امرداد | |
|
۷ مرداد
|
امرداد روز،جشن امردادگان |
|
۱۰ مرداد
|
جشن چله تابستان |
|
شهریور | |
|
۴ شهریور
|
زادروز داراب (كوروش) |
|
۴ شهریور
|
شهريور روز،جشن شهريورگان |
|
مهر | |
|
۱۶ مهر
|
مهر روز،جشن مهرگان |
|
۲۱ مهر
|
جشن پيروزي كاوه و فريدون |
|
آبان | |
|
۱۰ آبان
|
آبان روز، جشن آبانگان |
|
۱۵ آبان
|
جشن ميانه پاييز |
|
آذر | |
|
۱ آذر
|
آذر جشن |
|
۹ آذر
|
آذر روز، جشن آذرگان |
|
۳۰ آذر
|
جشن شب يلدا |
|
دی | |
|
۱ دی
|
روز میلاد خورشید؛ جشن خرم روز، نخستین جشن دیگان
|
|
۸ دی
|
دی به آذر روز، دومین جشن دیگان |
|
۱۵ دی
|
دی به مهر روز، سومین جشن دیگان |
|
۲۳ دی
|
دی به دین روز، چهارمین جشن دیگان |
|
بهمن | |
|
۲ بهمن
|
بهمن روز، جشن بهمنگان |
|
۵ بهمن
|
جشن نوسره |
|
۱۵ بهمن
|
جشن ميانه زمستان |
|
۲۹ بهمن
|
جشن سپندارمذگان، روز عشق |
|
اسفند | |
|
۵ اسفند
|
جشن اسفندگان |
یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا و ...
یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خرحمال و ...
یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم تنبل و ...
یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر و ...
یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو و ...
یا از من هوشیارترن که بهشون میگم پرافاده و ...
یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو و ...
یا از من شجاع ترن که بهشون میگم بی کله و ...
یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه و ...
یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج و ...
یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس و ...
یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ و ...
یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی و ...
یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت و ...
یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق ...
کلا معیار همه چیز من هستم و نه حقیقت


دوستی رو از ماهی یاد بگيريد
که وقتی از آب جدا میشه می میره

دوستی رو از زنبور یاد نگيريد که وقتی از گلی
جدا میشه میره سراغ گل دیگه…..
1-فرض کنید دارید با خیال راحت و از سر خوشی توی خیابون های برلین قدم میزنید. سر راهتون به یه تقاطع میرسید و صبر میکنید تا چراغ برای شما سبز بشه.موقعی که چراغ سبز میشه و دارید از تقاطع رد میشید یه ماشین با سرعت میاد و در حالیکه چراغ برای اون قرمزه و نزدیکه که با شما تصادف کنه تقاطع رو رد میکنه....اینجاست که میتونید با خیال راحت به راننده خلافکار با زبان شیرین فارسی فحش بدید!چون مطمئن باشید اون یه ایرنیه و زبون شما رو میفهمه!
در ادامه مطلب
کودکی با پای برهنه بر روی برفها
ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی
نگاه می کرد زنی... در حال عبور او
را دید، او را به داخل فروشگاه برد و
برایش لباس و کفش خرید و گفت:
مواظب خودت باش کودک پرسید:
ببخشید خانم شما خدا هستید؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط
یکی از بنده های خدا هستم.
کودک گفت:
می دانستم با او نسبتی داری!!!
> 1.
> اولین مردمان جهان که نخ
> به سکه میبستند و در داخل
> تلفنهای عمومی میانداختند،
> ایرانیان بودند
>
>
> 2.
> اولین مردمانی که فقط به
> گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار
> میکنند ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیر
> برای دنیا نداشتهاند ، ایرانیان
> بودند
>
> 3.
> اولین مردمان دنیا که در خانواده های دیکتاتور
> زندگی می کردند و انتظار حکومت دموکرات داشتند !ایرانیان بودند
>
>
> 4.
> اولین مردمانی که در
> اولین صادرات به کشورهای شمالی
> ایران به جای حنا، خاک رنگی
> فروختند، ایرانیان بودند
>
>
> 5.
> اولین مردمانی که کشف
> کردند دروغگویی و ریا و کلکبازی
> برای موفقیت ضروری است، ایرانیان
> بودند
>
>
> 6.
> اولین مردمان دنیا که
> همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و
> هم سردشان ایرانیان بودند، چون
> همزمان با روشن کردن بخاری،
> پنجرهها را هم باز
> میکنند
>
>
> 7.
> اولین مردمانی که در گروه
> کمتوسعهترین کشورهای دنیا
> قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین
> مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان
> بودند
>
>
> 8.
> اولین مردمان دنیا که کمتر از همه کار کردند
> اما بیشتر از همه عجله داشتند و تندتر از همه
> رانندگی می کردند، ایرانیان بودند
>
> 9.
> اولین مردمان دنیا که کمتر از همه کتاب می خواندند و بیشتر
> از همه اظهار فضل،ایرانیان بودند
مسئله ۱ - فرض کنید
راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول ۶ نفر وارد اتوبوس می شوند ،
در ایستگاه دوم ۳ نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند
سال دارد ؟
مسئله ۲ - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، ۳ تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
مسئله ۳ - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
مسئله ۴ - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر ۳۰
درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت
می شود ؟
مسئله ۵ - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به
سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا
دفن می کنند ؟
مسئله ۶ - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش ۳۰ تومان می شود. اما یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد . چطور ؟
مسئله 7 - یک آقایی تو بالاترین طبقه ساختمانی بلند زندگی میکنه.
برا اینکه هر روز بره سر کارش سوار آسانسور میشه تا به پایین برسه.اما عصر
که از سر کارش بر یمگرده فقط میتونه نصف طبقات رو با آسانسور بره بالا
!!!!! بقیه رو با پله میره .... مگر روز های بارونی که همه رو با آسانسور
میتونه بره بالا.. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مسئله 8 - یک
شب طوفانی یک پدر و پسر سوار ماشین بودن که یهو تصادف می کنن.پدره سرش
میخوره به شیشه و بیهوش میشه...(کمربند نبسته بود..)پسرش فوری میرسونتش
بیمارستان و میگه:
"یک دکتر بیاد!حال پدرم خیلی بده!"
همون موقع به دکتر خبر میدن و اونم خودشو زود میرسونه اونجا.دکتر تا چشمش به پسره می افته میگه:ا !!!!!! اینکه پسره منه!!!!!
چطور ممکنه؟
♥♥♥♥♥♥♥♥♥به سلامتی پدر♥♥♥♥♥♥♥♥♥
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر
کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !
♥♥♥♥♥♥♥♥♥به سلامتی پدر♥♥♥♥♥♥♥♥♥
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...
به سلامتی پدر و مادرها
بقيه در ادامه
ادامه مطلب هم سري بزنين

تحقیقات نشان میدهد مردانی که انگشت حلقه آنها بلندتر است با احتمال سه برابر
بیشتر ممکن است به سرطان پروستات دچار شوند.
در این مطالعه که روی مردان بستری در بیمارستان انجام شده است محققان متوجه شدند
مردانی که انگشت حلقه دست راستشان بسیار بلندتر از انگشت اشاره است نسبت به مردانی
که این دو انگشت تقریبا به یک اندازه است با احتمال بیشتری به سرطان پروستات دچار
میشوند.
دانشمندان معتقدند بلندتر بودن این انگشت به علت قرار گرفتن یک فرد در معرض مقادیر
زیاد هورمون تستسترون در درون رحم است.
البته دانشمندان در مطالعات قبلی خود به این نتیجه رسیده بودند که بلندتر بودن
انگشت حلقه میتواند فوایدی هم داشته باشد. برای مثال مردانی که دارای این خصوصیت
هستند با احتمال کمتری به بیماریهای قلبی دچار میشوند.
هر سال بیش از 30 هزار مرد به سرطان پرستات دچار میشوند. این بدان معناست که در هر
ساعت یک نفر به این بیماری مبتلا میشوند.
آخرین تحقیقات در دانشگاه گاچون در کره جنوبی انجام شده است و نتایج آن در دیلی میل
به چاپ رسیده است. در طی این مطالعات 366 فرد بالای 40 سال که به دلیل مشکلات
ادراری به بیمارستان مراجعه کرده بودند تحت بررسی قرار گرفتند. مشکلات ادراری
میتواند نشانه هشدار دهندهای از سرطان پروستات باشد.
آزمایش خون نشان داد مردانی که انگشت حلقه آنها بسیار بلندتر از انگشت اشاره است با
احتمال بسیار بیشتری ممکن است به سرطان پروستات دچار شوند. میزان آنتیژن خاص
پروستات در این افراد دو برابر میزان عادی است. این ماده شیمایی گاهی اوقات در
مقادیر بسیار بالا در خون افراد مبتلا به سرطان پروستات دیده میشود.
اما با این حال محققان معتقدند نتایج این تحقیقات باید با احتیاط استفاده شود و
نمیتوان با توجه به همین مورد در مورد ابتلای یک فرد به سرطان پروستات قضاوت کرد.
دوستان خوبم
اين وبلاگ براي مدتي تعطيله! چند روزش را نميدانم!اگر آمديد يك كامنتي بگذاريد همانگونه كه هر وقت سر قبري ميرويد و فاتحه اي ميخوانيد!
اگر دوس داشتيد به وبلاگ ارسطو جون و گلشيد جون من هم سري بزنيد . البته اونجا هم تعطيله!
اگر خدا حافظم باشه مثل چند روز پيش باز هم خواهم آمد وحتما به شما عزيزان سر خواهم زد.
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدرود
تا به حال به این اندیشیده اید که چرا هرگز در هیچ گزارش یا رسانه خارجی در مورد اینکه بستنی ، این لیسیدنی پرطرفدار، در کجا و توسط چه کسی ساخته شد هیچ حرفی به میان نیامده ؟! جواب این سوال در کتاب `مردم دوران مشروطه` در قفسه های خاک گرفته کتابخانه ملی موجود است که نیز افتخار دیگری است برای ما ایرانیان .
داستان از اینجا شروع میشه که فردی به نام کریم باستانی ملقب به کریم یخ فروش پسر جوانی از شهر ری در بازار آن زمان (خیابان جمهوری امروز) بساط یخ فروشی داشت . یکی از مشتریان غالبا دائمی کریم کارمندان سفارت انگلستان در همان حوالی بودند . این مواجهه هر روزه کارمندان با کریم رابطه صمیمانه را بین آنها پدید آورد . کارمندان برای کریم که انگلیسی بلد نبود نام کریم یخی یا همان به گفته خودشان آیس کریم را برگزیدند . در اواسط درگیریهای دوران مشروطیت کریم برای جلب بیشتر مشتری اقدام به پخش یخ در بهشت مبادرت ورزید . و در همین دوران و برای اولین بار با مخلوط کردن شیر و یخ و زرده تخمه مرغ و گلاب و شیره ملایر اولین بستنی تاریخ بشریت را ساخت. که مورد استقبال اهالی بازار و همسر سفیر انگلیس قرار گرفت مغازه ای در همان حوالی توسط سفیر انگلیس به کریم اهدا شد که بر سر در آن به زبان انگلیسی اسم فامیل کریم ( باستانی ) bastani نوشته شده بود که ایرانی ها به اشتباه بستنی می خواندند . در زمان افتتاح فروشگاه سفیر انگلیس با گفتن :
we name it after you
اسم محصول را به احترام کریم آیس کریم گذارد
مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند،
در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند
جاهلی خواست که الاغی را سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین می کرد و به خیال خود می خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد.
حکیمی
او را گفت: ای احمق ! بیهوده کوشش نکن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش
قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون کن، زیرا الاغ از تو سخن نمی
آموزد، ولی تو می توانی خاموشی را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزی.
گلستان سعدی
كپي از نظرات دوستان
يك بازي ساده ولي عجيب
اگر يكي دليلي براش داره ممنون ميشم كه نظر بگذاره
چند دقيقه بيشتر وقت نميبره!!
سركاري نيستا خواهش ميكنم انجام بدين وانگشت به دهان بمونين
http://www.milaadesign.com/wiz.swf
كپي برداري از وبلاگ بهنوش وشركا
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که(ژان دلابرویه)
نه سواد کافی برای حرف زدن داشتهباشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندنبرتولت برشت نویسنده معروف المانی ضد فاشیستقاضی: اسم؟
برشت: شما خودتون می دونین
قاضی: میدونیم اما شما خودت باید بگی.
برشت: خب. من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه میکنین. دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟
قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین. اسم؟
برشت: من که گفتم. برشت هستم.
قاضی: ازدواج کرده اید؟
برشت : بعله
قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن.
خنده حضار در دادگاه
قاضی: شما دادگاه رو مسخره میکنید؟
برشت: نه این طور نیست.
قاضی: پس چرا میگویید با یک زن ازدواج کردهاید؟
برشت: چون واقعا با یک زن ازدواج کردهام!
قاضی: کسی را دیدهاید با یک مرد ازدواج کند؟
برشت: بعله!
قاضی: چه کسی؟برشت: همسر من. او با یک مرد ازدواج کرده است" شاد بودن هنر است و شاد کردن هنری والاتر"
من بود
وقتی من ۲ ساله شدم، پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من****
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .. .
*****
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
******
خوب گوش کردن را یاد بگیریم گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
*******
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . .
*******
مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .
********
فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشدولی راه به جائی نخواهد برد . . .
*******
انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .
*******
زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .
**********
مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند ..
**********
همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست . . .
********
بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .
*******
به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست. . .
*******
فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .
*******
آدمی ساخته افکار خویش است ، همان خواهد شد که به آنمی اندیشد . . .
**********
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمارشاید فردا احساس باشداما عزیزی نباشد . . .
*******
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشدصدای آب هرگز زیبا نخواهد شد .. .
*******
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنهادارائی او باشد . . .
*******
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . ..
*******
هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران را بده.
*******
برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتراوج بگیری کوچکتر میشوی . . .
********
اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود
*******
تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید داشته باش . . .
*******
چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس وحقیقت را با واقعیت
ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمیشه غلط نوشت
«دوغ» رو میشه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو میشه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو میشه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو میشه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو میشه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو میشه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو میشه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو میشه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو میشه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو میشه ۱۲۷ جور غلط نوشت!
واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!
يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد.
سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.هيچ اتفاقی نيفتاد!
در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.
چيزی که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مايعاتی از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.
گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم.
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ