جاهای مختلفی است که وقتی خانه خریدی آسایش نداری !!نزدیک مدرسه وکودکستان، نزدیک کلانتری،نزدیک مسجدوحسینیه،نزدیک خیابان اصلی و پر رفت وآمد، نزدیکی بیمارستان ودرمانگاه ، نزدیکی مطب پزشکان،نزدیکی بعضی پارکها،نزدیکی پادگان ومراکز آموزشی،داخل کوچه های تنگ وباریک ویا نزدیکی دکل های آنتن موبایل وبلاخره خیلی جاهای دیگر!!!یکی از دوستان در کنار پارکی خانه دارد و دل پری از مردم آزاری بعضی ها، او می گوید :روزی که این زمین را خریدم تا خانه بسازم باغ بسیار بزرگی روبروی زمین من بود صدای دلنواز پرندگان وآب وهوای لطیف وخنک آن محل، مرا تشویق کرد تا زودتر خانه ام را تمام کنم ودرآن مستقر شوم ولی از بخت بد من ،بعد از مدتی این باغ زیبا به پارک عمومی تبدیل شد و بد بختی های ما هم آغاز گردید! البته تا چندین سال پیش نسبتا بد نبود ولی چند سالی است که روز به روز بدتر می شود. او می گفت تا اواخر شب سر وصدای بچه وآدم بزرگ مخل آسایش ماست از ساعت ۱۲ شب تا پنج صبح صدای لات و لوتهای پارک وصدای مسافرین از راه رسیده ! ازساعت پنج صبح به بعد هم صدای نا هنجار ورزشکاران صبح گاهی و بلاخره از ساعت شش صبح به بعد هم صدای آزار دهنده بلند گوی پارک ما را کلافه کرده !!دوست من می گفت آیا اینهمه که گفتم جفا در حق ما نیست؟
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ