اکثر ما آدمها ، تکرار میکنم ، اکثرِ ما ، از نظرِ ساختاری داری سه قسمت هستیم. یک قسمت بیرونی ما است . مثل یک شیر ، قوی ، با جذبه و شکست نا پذیر جلوه میکنیم. غافل از اینکه در درون ما ( همان قسمت دوم) روباهی دم تکان میدهد که ترسو تر از یک بچه آهو ، با کوچکترین ناملایمتِ زندگی خیز بر میدارد و دست و پایش را گم میکند.قسمت سوم یک ضایعه کوچک در مغز ما است که بارزترین عملکردش هنگام سخن گفتن ماست و به دو گونه عمل میکند.زمانی که به وضوح حق با دیگری است و یا جایی که سخن در مورد مساله ای است که ما هیچ گونه ، هیچ گونه اطلاعی از آن نداریم ، این ضایعه به ما فرمان سخنوریهای آنچنانی میدهد ، مبادا مردم فکر کنند ما لال هستیم. زمانی دیگر هنگامی است که کسی یا کسانی دارند حقِ ما را پایمال میکنند و مکان ، مکانِ اعتراض و لحظه ، لحظه ی عصیان است که باز همان ضایعه به ما تشر میرود که " بنشین سر جات ، انقدر زر نزن "
ما دو راه بیشتر نداریم... یا باید با این چند گانگی تا آخرِ عمر زندگی کنیم ... یا تغییری در خودمان بدهیم ... که البته هر دو مشکل است
با اینکه یکی چند بار در گوشم گفت ، بنشین سر جات ، زر نزن )
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ