
امروز در خياباني كه درخت فراوان داشت گذر ميكردم ناگاه گنجشكي كوچك به طرف ماشينم آمد در حالي كه كمي سرعتم را كم كرده بودم او با ماشين من تصادف كرد و روي زمين افتاد. ماشين را در اولين فرصت كنار كشيدم و خواستم اورا از وسط خيابان بر دارم ولي چندين ماشين از آنجا گذر كردند و در بين چرخها قرار گرفت و آسيب جديدي به آن گنجشك نخورد .به نزديكي او رسيدم ولي از بخت بد يك ميني بوس سر رسيد و لاستيك عقب ميني بوس روي سر اين زبان بسته رفت و كله او را داغون كرد. الان من عذاب وجدان گرفتم كه چرا وقتي اين بچه گنجشك را درحال پرواز به طرف خود ديدم كاملا ترمز نكردم؟!من در حق اين گنجشك كه تازه داشت پرواز را ياد ميگرفت جفا كردم.بعد از ماجرا گنجشك را آوردم وبه كتي دادم نميدانم اين كارم هم جفا بود يا وفا به كتي!



درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ