چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۲۵ - - بابا حسين -
توكسوپلاسموز
بيماري توكسوپلاسموز از گروه بيماريهاي مشترك انسان و حيوان مي باشد كه درنتيجه عفونت با يك انگل تك ياخته از نوع كوكسيديايي ايجاد مي گردد . ابتلاي به اين عفونت در انسانها در اكثر موارد بدون علائم باليني بوده و بعضاً بصورت حاد و تنها با التهاب غدد لنفاوي بروز مي نمايد و درمواردي علاوه بر آن ، تب و افزايش گلبولهاي سفيد نيز ديده ميشود . با ايجاد پارازيتمي ( حضور انگل در خون ) و به دنبال آن ظهور پادتن ، تعداد انگل ها در خون كاهش يافته و تعدادي از آنها بصورت كيست در عضلات ذخيره مي شوند كه با كاهش مصونيت بدن مجدداً فعال شده و فرم فعال شده بيماري را ايجاد مي نمايند . آلودگي به اين انگل گسترش جهاني داشته و در اكثر مناطق دنيا پستانداران ، پرندگان و حتي انسانها آلودگي به آن را نشان مي دهند ، بطوريكه يك سوم جمعيت دنيا آلوده به اين انگل مي باشند . با توجه به گسترش جهاني آلودگي و بيماري و عوارض ناشي از آن ، اين بيماري از اهميت ويژه بهداشتي برخوردار بوده و مديريت صحيح بيماري در ارتقاء سطح سلامت جامعه نقش قابل توجهي دارد. توكسوپلاسموز يكي از سه دليل مرگ ناشي از بيماري هاي قابل انتقال از راه غذا در امريكا است . بيش از 60 ميليون نفر زن و يا مرد و بچه در امريكا مبتلا به توكسوپلاسموز هستند ، اما به دليل سيستم دفاعي بدن ، تعداد كمي از آنها علائم بيماري را نشان مي دهند . در سال 1988 تا 1994 حدود 22 درصد از جمعيت بالاي 12 سال در امريكا داراي آنتي بادي توكسوپلاسموز مبتلا بودند . در حالي كه 15 درصد زنان باردار ( بين سنين 15 تا 44 سال ) در امريكا در اين مدت حاوي آنتي بادي بودند ( مبتلا بودند و يا قبلا مبتلا شده بودند ) . اما آمار ابتلا به اين بيماري ، مناطق مرطوب و گرم و با ارتفاع كم از سطح دريا در دنيا بسيار بيشتر است . در بين مردم كشورهاي خارجي با توجه به مصرف زياد گوشت خوك و آلودگي بيشتر خوك به اين بيماري قاعدتا بايد ميزان بيماري در آنها ، بيشتر از كشورهاي مسلمان باشد . به عبارت ديگر گوشت خوك تنها گوشتي است كه حاوي كيست زنده انگل مي باشد . شايد گوشت هاي ديگر نيز حاوي اين كيست زنده باشند ، اما آنقدر اين ميزان كم است كه براي تست هاي امروزي قابل تشخيص نيست . برعكس باورمردم ، انسانهايي كه مدت زيادي با گربه زندگي كردهاند از گرفتن اين بيماريمصون هستند .
چند شكل اين بيماري در انسان ها رخ مي دهد : 1- توكسوپلاسموز مادرزادي ( از مادر آبستن مبتلا ، عفونت به كودك متولد نشده اش منتقل مي گردد ) ؛ 2- توكسوپلاسموز چشمي ( رتينوكوروئيديت retinochoroiditis نيز خوانده مي شود كه معمولاً حاصل توكسوپلاسموز مادرزادياست ولي علايم ممكن است در 40-20 سالگي ايجاد شوند ) ، 3- توكسوپلاسموز حاد درفرد سالم ؛ توكسوپلاسموز حاد اغلب در فرد دچار نقص ايمني ( افراد مبتلا به ايدز يا سرطاني يا افرادي كه داروهاي سركوبگر ايمني مصرف مي كنند ) . عفونت اوليه آن ، معمولا بدون علايم باليني است . شكل حاد بيماري ممكن است با تبو بزرگي غدد لنفاوي همراه باشد .
علايمشايع :
معمولاً بدون علامت (90%-80% بيماران ) ، تب ، تورم غددلنفاوي، خستگي ، درد عضلاني ، گلودرد ، رتينيت ( التهاب شبكيه ) . عفونت اوليه مادران در ابتداي حاملگي ممكن است باعث ايجاد عفونت ومرگ جنين شود و يا اينكه منجر به ضايعات مغزي ، بزرگي و يا كوچكي جمجمه ، عقب ماندگي ذهني و تشنج در نوزاد گردد ؛ علايم فوق در هنگام تولد مشهود و يا در مدت كوتاهي بعد ازتولد ، ظاهر مي شود . بنابراين بسياري از مردم بدون اينكه متوجه شوند ، مبتلا شده و بيماري را مي گذرانند . بعضي هم علائم سرماخوردگي همراه با بزرگ شدن غدد لنفاوي و درد عضلاني را نشان داده كه اين علائم ممكن است يك ماه و يا بيشتر طول بكشد . اما در فرم حاد بيماري صدمات بدي به مغز يا چشم و يا ديگر ارگان هاي بدن وارد مي شود كه بيشتر در افراد با سيستم ايمني ضعيف اين حالت رخ داده ولي ممكن است فرد با سيستم ايمني سالم هم مشكلات چشمي را هم داشته باشد .
علل : تك ياخته ، توكسوپلاسما گوندي ( Toxoplasma gondii ) .
شكل شناسي ( مرفولوژي ) :
انگل داراي اشكالمختلفي مي باشد كه عبارتند از :
1- شكل آزاد : شكل آزاد انگل كه در خونو لنف وجود دارد قوسي شكل است و سلولهاي مختلف اكثر پستانداران ( به جز گلبولهاي قرمز بدون هسته ) را مورد تهاجم قرار مي دهد .
2- كيست كاذب :به سلول هسته دار حاوي انگل ، كيست كاذب گويند .
3- كيست نسجي : انگلپس از چند بار تقسيمات داخل سلولي در سلولهاي هسته دار ، به قسمت هايمختلف بدن مثل چشم ، قلب ، ريه ، مغز ، عضلات و كبد مي رود و در آنجا مستقرمي شود و كيست نسجي ( بافتي ) را تشكيل مي دهد .
4- اواوسيست : در نتيجهسير جنسي انگل ، در روده گربه و گربه سانان ، ايجاد مي شود و از طريقمدفوع گربه و گربه سانان دفع مي گردد .
چرخه ي زندگي انگل :
الفـ سيكل غير جنسي ( چرخه خارج روده اي ) : انسان يا هر ميزبان ديگري ( به غير از گربه و گربه سانان ) مانند گوسفند با خوردن اشكال اواوسيستياز طريق سبزيجات ، خاك ، مواد غذايي آلوده با كيست نسجي به همراه گوشت ، جگر و ساير نسوج گاو ، گوسفند ، خوك ، بز و حتي گوشت پرنده آلوده مي شود . در رودهميزبان ، انگل به هر شكلي كه وارد شده ( اواوسيست يا كيست نسجي ) آزاد مي شود و حداكثر پس از 6 ساعت از طريق عروق روده ، خود را وارد دستگاه گردش خون ميكند . در اين هنگام انگل فقط سلولهاي هسته دار خون ميزبان را انتخاب ميكند و وارد سلول هاي هسته دار ميزبان مي شود . در سلولهاي هسته دار شروع بهتقسيم شدن ( شيزوگوني ) مي كند ( انگل در اين حالت به نام كيست كاذب ناميده مي شود ) . پساز انجام شيزوگوني ، كيست كاذب پاره شده و مجدداً انگل ها آزاد مي شوند و بهسلول هسته دار ديگري حمله ور مي شود . ( در سيكل غير جنسي انگل دو مرحله tachyzoite وbradyzoites وجود دارد) . در سلول هاي ميزبان اين تاكي زوايت ها tachyzoite ( مروزوايت هايي كه رشد سريعي دارند ) شروع به تكثير نموده و شروع به آسيب زدن به ميزبان مي نمايند . اما به سرعت سيستم ايمني ميزبان فعال شده و مانع ايجاد آسيب توسط انگل مي شود . در نتيجه معمولا پس از 2 بار تقسيم كه با پاره شدن سلول هاي حاوي انگل در ميزبان همراه است ، تاكي زوايت ها همراه با خون به طرفساير اندام هاي بدن حركت مي كنند و در آن اندام ها مستقر مي گردند و منجر به تشكيلكيست نسجي ( بافتي ) مي شوند . در داخل اين كيست ها برادي زوايت ها bradyzoites ( مروزوايت هايي كه رشد آهسته اي دارند ) كه رشد و تكثير كمي دارند ، به صورت غير فعال وجود دارند . معمولا اين كيست ها در سلول هاي عضلاني و مغز تشكيل مي شود . اين كيست ها در دام هايي مثل گوسفند ، بز و خوك و انسان تا آخر عمر آنها باقي مي ماند اما در گاو بعد از مدتي پاك (حذف ) مي شود . اگر اين كيست ها توسط انسان و يا گربه مصرف شود ، آنها آلوده مي گردند .كيست ها در داخل عضلات و ديگر بافت ها ، مي توانند براي مدت 2 ماهدر حرارت 4 درجه سانتيگراد زنده بمانند ولي در درجه حرارت 20 درجه زير صفردر مدت 4 - 3 ساعت نابود ميشوند .
ب ـ سير جنسي (چرخهروده اي ) : گربه و گربه سانان باخوردن نسوج آلوده به كيست نسجي مبتلا مي شوند . در روده گربه كيست نسجي تحت تاثير هورمون هاي گوارشيپاره و انگل آزاد مي شود و به سلول هاي روده حمله مي كند و درون سلولهاي رودهگربه قرار مي گيرد و شروع به تقسيم كرده ، سپس سلولهاي روده گربه را پاره ميكند و خارج مي شود ( مرحله شيزوگوني ) . بعضي از اين سلولها تبديل به سلول جنسي يا گامتوسيت ميشوند ( مرحله گامتوگوني ) . از تركيب سلول جنسي نر با ماده ، سلول زايگوت يا تخم ، حاصل مي شودكه همراه مدفوع گربه به شكل اواوسيست نارس به محيط بيرون دفع مي گردد . خلاصه اينكه گربه ها بعد از آلوده شدن از مدفوع خود اواوسيست اين انگل را دفع مي نمايند . تعداد اواوسيست هاي دفع شده از گربه ممكناست در يك روز متجاوز از ده ميليون عدد باشد . درشرايط مساعد محيطي ( درجه حرارت و رطوبت ) اواوسيست ماهها و حتي يك سال زنده ميماند . اواوسيست ها در حرارت و رطوبتمناسب در مدت 1 تا 5 روز ( بسته به شرايط محيطي ) پس از دفع توسط گربه يا گربه سانان بعد از طي مرحله اسپروگوني يا sporulation براي انسانها وساير پستانداران آلوده كننده هستند . گربه هاي آلوده همانند انسان ها به ندرت علائمي از بيماري را از خود نشان داده و راه تشخيص قابل اعتمادي نيز براي تشخيص اينكه انگل را از خود دفع مي كند ، وجود ندارد . چون كه مدت زماني كه گربه ها اواوسيست را از خود دفع مي كند ، بسيار محدود است ( دو تا سه هفته ) . ضمن اينكه اواوسيست ممكن است با اواوسيست انگل هاي ديگر مشابه باشد . البته گربه مي تواند اواوسيست ها را از گربه هاي آلوده ديگر كه اين اواوسيست ها را دفع نموده اند نيز دريافت كنند و آلوده گردند . پس فقط گربه و گربه سانان مي توانند اواوسيست را از خود دفع كنند . البته در مواردي گزارش شده است كه بيماري به دلايل استرس هاي محيطي و يا بيماري ، بيماري در گربه عود نموده و دوباره دفع انگل انجام مي شود . با توجه به مدت كوتاه دفع انگل توسط گربه و آن هم فقط گربه هايي كه دفعه اول مبتلا مي شوند ، اگر تعداد زيادي گربه را از نظر دفع انگل تست كنيم كمتر از يك درصد آنها از خود انگل دفع مي كنند .
انسان به طور معمول از طريق خوردن گوشت خام يا نيم پخته حاوي كيست و يا آب و غذاي آلوده به اواوسيست آلوده ميشود . انگل پس از ورود به روده باريك فارغ از شكل ورودي بصورت تاكي زوئيت در سلولهاي هسته دار شروع به تكثير نموده و آنها را منهدم مي نمايد . همچنين انگل بصورت آزاد همراه با جريان خون و لنف در اعضاء مختلف بدن منتشر و سلولها را مورد تهاجم قرار مي دهد و سبب ايجاد كانونهاي نكروزه ميگردد . اين سير مربوط به مرحله حاد بيماري بوده و معمولاً پس از طي چند روز با ايجاد پادتن در خون و يا تجويز داروي مناسب ، پارازيتمي حاصل از انگل فروكش مي نمايد ولي چنانچه پارازيتمي ادامه يابد ، باعث مرگ ميزبان ميشود . ولي خوشبختانه در اكثريت موارد ايمني ايجاد شده باعث كنترل بيماري مي گردد . در ميزباني كه سيستم ايمني او فعال و سالم باشد ايمني سلولي و همورال هر دو در كنترل عفونت موثر هستند و تاكي زوئيت ها توسط مكانيسم هاي متعدد دفاعي بدن از بين ميروند و با نابود شدن تاكي زوئيت ها ، كيست هاي بافتي حاوي برادي زوئيت پديدار گشته كه معمولاً در سيستم اعصاب مركزي و شبكيه چشم و عضلات مستقر ميشوند . ولي در افرادي كه دچار نقص ايمني مي باشند و همچنين در جنين ، مكانيسم هاي دفاعي براي نابودي تاكي زوئيت ها فعال نمي شوند و در نهايت منجر به عوارض بيماري نظير انسفاليت نكروزان ، پنوموني ، ميوكارديت و ..... ميگردد . پايداري عفونت به شكل كيست هاي حاوي برادي زوئيت در ميزبان طبيعي شايع است ، اين برادي زوايت ها متابوليسم و فعاليت كمي دارند . در كل ابتلاي انسان ها بخصوص در جوامع صنعتي امروز كمتر از طريق گربه ( خوردن اواوسيست دفعي ) رخ مي دهد و بيشتر از طريق خوردن گوشت حرارت نديده اتفاق مي افتد .
دوره نهفتگي : در همه گيري با منبع مشترك ناشي از خوردن گوشت نيم پخته حاوي كيست دوره نهفتگي 10 تا 23 روز و در موارد اپيدمي مربوط به خوردن آب و غذاي آلوده به اواوسيست اين مدت 5 تا20 روز مي باشد.
بيماريزايي :
الف ـ فرم اكتسابي : در 70 تا 80 درصد موارداكتسابي عفونت بدون علايم مي باشند ( حتي زنان حامله ) و در حدود 20 درصد علايم از جملهتورم غدد لنفاوي به خصوص در ناحيه گردن ، غدد تحت فكي و بناگوشي ، تب ،سردرد ، مشكلات تنفسي و دردهاي عضلاني ( علائمي مشابه سرماخوردگي خفيف ) براي مدت چند هفته مشاهده مي شود . ضايعات چشمي نيز در اين موارد مشاهدهشده است . اما اگر كيست در مغز و يا نخاع ايجاد شود ، در اثر آسيبي كه به بافت عصبي وارد مي كند ، علائم عصبي ( ضعف عضلاني و يا ضعف اندام ها ، مشكل بلع و صحبت كردن و يا بينايي و عدم تعادل و ...... ) ممكن است ايجاد شود .
ب ـ فرم مادرزادي : چنانچه مادري در حين بارداري براياولين بار به توكسوپلاسموز مبتلا شود احتمال ابتلاي جنين نيز وجود دارد . اگرابتلاي مادر در سه ماهه اول بارداري باشد در صورت عبور انگل از جفت ورسيدن به جنين در غالب موارد منجر به بروز عوارض وخيم يا سقط جنين خواهد شد .عوارضي نظير عقب ماندگي ذهني و رواني ، تشنج و ..... از علايم مهم آن محسوبمي شوند .چون سيستم ايمني جنين قدرت مقابله با انگل را ندارد . البته همه جنين ها مبتلا نمي شوند . در صورت آلودگي ، ريسك ابتلاي جنين به بيماري در سه ماهه آخر آبستني بيشتر از سه ماهه اول آبستني است . در سه ماه اول آبستني ، شانس ابتلا كمتر بوده ( 17 درصد ) ولي شدت آنومالي بالاست و اكثراً موجب سقط مي شود . در سه ماه دوم 25% شانسابتلاء جنين وجود دارد و مي تواند باعث هيدروسفالي ، ميكروسفالي ،كلسيفيكاسيون پراكنده مغزي ، كوريورتينيت و ...... شود . در سه ماه سوم شانسابتلاء جنين بالاتر است ( 65% ) ولي شدت بيماري در نوزاد ، كمتر مي باشد . معمولاً نوزاد در زمان تولد بدون علامت است و علائم چشمي سالهايبعد ظاهر مي شود . اما اگر جنين در ابتداي آبستني مبتلا شود ، مشكلات بسيار جدي را خواهد اشت . براي درك اينكه آيا انتقال بيماري به جنين صورت گرفته است يا خير ؟ بايد آزمايش amniocentesis انجام گيرد و يا از طريق گرفتن خون جنين cordocentesis انجام مي شود . بعضي از پزشكان بعد از نتيجه مثبت تست جنين اقدام به دارو درماني و بعضي اقدام به سقط جنين مي نمايند . بعد از تولد چك كردن نوزاد لازم است . 90 درصد نوزادان در بدو تولد سالم ولي 80 درصد آنها ماهها و يا سال ها بعد ممكن است مشكلاتي مثل شنوايي ، يادگيري و يا چشمي داشته باشند . 10 درصد نوزادان مبتلا عوارض شديدي را نشان مي دهند . البته بعد از تولد هم درمان براي مدت يك سال انجام مي شود ( تا حدود زيادي با موفقيت همراه است ) .
راه هاي انتقال بيماري :
1- خوردن گوشت هاي كم پخته شده حيوانات مبتلا ، لبنيات پاستوريزه نشده، سبزيجاتي كه به خوبي شسته نشدهاند . (منظوراز خوردن يا تماس با گوشت آلوده اين است كهحتي چاقوي آشپرخانه اي كهگوشت با آن خرد شده و يا تخته خرد كردن گوشت و حتي قطرات آب گوشت خام كهروي ميز ولوازم آشپرخانه ريخته شده و نيز تماس دست داراي خراشيدگي و زخم با گوشت خامنيز ميتوانند اين انگل را به انسان منتقل كنند .) در انسان خوردن گوشت كم حرارت ديده بره و يا ..... آلوده مهمترين راه ابتلا محسوب مي شود .
2- گربه هاي حامل انگل ، مي توانند انگل را از مدفوع خود دفع كنند ؛پس حتي لمس گربه ها ( بخصوص گربه هاي آزاد يا stray cats ) هم مي تواند خطرناك باشد . انسان هايي كه با بي دقتي به فضله گربه دست مي زنند ( يا پس از دست زدن بهآن ، دست خود را نمي شويند ) ، يااز راهلمس ناخودآگاه مدفوع گربه آلوده ممكن است دچار عفونت گردند . پس تمام نقاطي كه يك گربه امكان مدفوع كردن داشته باشد ، آلوده محسوب مي گردد ( زمين هاي خاكي و يا سبزي و يا غذايي كه امكان آلوده شدن با مدفوع گربه را داشته باشد ) . گربهها با خوردن گوشت خام و آلوده حيوانات ديگر به اين انگلمبتلا ميشوند ( بخصوص موش و ديگر پستانداران و يا پرندگان كوچك اندام ) رل اصلي را در انتشار بيماري دارند . بعد از آلودگي تا 2 هفته ، گربه اقدام به دفع اواوسيست ها مي نمايد . همانطوريكه ذكر شد ، عفونت زا بودن اين اواوسيست ها از 1 تا 5 روز بعد از دفع آنها از گربه صورت مي گيرد . پس اگر تماس با مدفوع گربه (stool ) در همان روز دفع انجام شد ، آلودگي رخ نمي دهد . اگر گربه هاي نر يك منطقه را گرفته و بعد از عقيم سازي رها كنيم ، هم جمعيت گربه ها را كنترل كرديم و هم در كنترل جوندگان محيط تغييري ايجاد نمي شود .ابتلا از انسان به انسان رخ نمي دهد .
3- بچه هاي كوچكي كهخاك آلوده به انگل ( آلوده با مدفوع سگ يا گربه ) را مي خورند ، ممكن است دچارعفونت شوند.
4- انتقال خون و يا پيوند اعضاي فرد مبتلا .
5 - زن باردار مبتلا ، نيز مي تواند آن را به كودك به دنيا نيامده اش منتقل كند ( غالباً با اثرات شديد ) .
6- زنان روستايي كه در خانه گوسفند دارند بايستي بيشتر دقت كنند . زمان ابتلاي آنها بيشتر در زمان زايمان گوسفند و يا دست زدن به بچه گوسفند تازه متولد شده ، رخ مي دهد ، بويژه زماني كه دست آنها داراي خراش داشته باشد . حتي دست زدن به لباس افرادي كه به امر زايمان در گوسفند كمك كرده اند، مي تواند براي زنان باردار باعث ابتلا شود . پس رعايت شرايط بهداشتي در زمان زايمان گوسفند لازم است . ابتلا به توكسوپلاسموز باعث ايمن شدن فرد و جلوگيري از ابتلاي دوباره مي شود . حتي دست زدن زنان باردار به واكسن اين بيماري و يا گوسفندان تازه واكسينه شده خطر ابتلا را بدنبال دارد . پس به طور كلي خطر ابتلا در زمان زايمان گوسفند بسيار زياد است . اگر زناني بخواهند در اين زمان با گوسفند تماس داشته باشند ، توصيه اكيد اين است كه اين كار را به شخص ديگري محول كنند . اين كار براي آنها بخصوص در زمان بارداري مي تواند عواقب بدي را بدنبال داشته باشد . اما در زمان هاي غير از زايمان گوسفند ، خطر بسيار كم است . افرادي كه به امر زايمان گوسفند كمك مي كنند ، حتما بعد از كار شرايط بهداشتي ( حمام گرفتن و شستن لباس ) را رعايت نمايند .
عوامل افزايش دهنده خطر:
1-سركوب ايمني در اثر بيماري يا داروها
2- تمامي افرادي كه احتمال تماسبيشتر با گربه ها را دارند ( باغبان ها ، دامپزشك ها ، قصاب ها ، صاحبان گربه ).
3- آماده كردن نامناسب غذاو يا افرادي كه غذاي خام و يا نپخته را مي خورند .
تشخيص : با ديدن علائم باليني و يا آزمايش سرولوژي بيماري قابل تشخيص است .
پيشگيري و كنترل :
1- عدم مصرف گوشت كبابي و نيم پز حتي احشاء پرندگان و پختن كامل غذاها و گوشت در درجه حرارت 60 درجه . گوشت بايد بهخوبي پخته شود به حدي كه مغز آن رنگ صورتي نداشته باشد . به هيچوجه گوشت نيمه پخته، از قبيل استيك نيمپزخورده نشود . از خوردن تخم مرغ هاي نپخته خودداري كنيد . از روش هاي مناسب براي آماده كردن و نگهداري محصولات گوشتياستفاده كنيد . پس از دست زدن به گوشت هاي خام ، دست ها را با دقت بشوييد .
2- فريز كردن ( منجمد كردن ) گوشت در برودت منهاي 18 درجه سانتي گراد به مدت 10روز .
3- معدوم ساختن روزانه مدفوع گربه ها و بچه گربه ها قبل از آنكهاواوسيست هاي موجود در آن آلوده كننده شوند . مدفوع اين حيوانات را مي توان بهطرف فاضلاب هدايت كرد ، سوزاند و يا عميقاً دفن كرد . لانه گربه ها رابايستي روزانه با آب جوش ضدعفوني كرد.
4- از دست زدن به گربه هاي خارج از منزل و غير آشنا ( بخصوص بچه گربه ها ) در زمان بارداري خودداري كنيد .
5- اجتناب زنان باردار از تماسبا گربه هايي كه سابقه تغذيه آنها معلوم نيست ( به خصوص افراد دچار نقص ايمني ) ؛اجتناب اين گونه زنان از كارهاي باغباني و يا پوشيدن دستكش و شستشوي دست بعد از انجام كار لازم است . در طول زمان حاملگي هنگام عوض كردن خاك گلدان و دستمالي خاك باغچه حتما از دستكش استفاده شود. زنان حامله بعد از دست زدن به خاك گلدان دستها را به خوبي باصابون و آب گرم شستشو دهند ( خصوصا زمان تهيه و خوردن غذا ) . زنان حامله بهتر استكار خرد كردن و دست كاري كردن گوشت خام را به شخص ديگري واگذار كند ، در غيراينصورت حتما با پوشيدن دستكش پلاستيكي كار انجام شود و پس از اتمام كار ،تخته استفاده شده براي تكه كردن گوشت ، سينك آشپزخانه و كارد و بقيه وسايلكه ممكن است با گوشت خام تماس پيدا كرده باشند بهخوبي شستشو داده شوند .از چشيدن مواد غذايي به خصوص مواد گوشتي قبل از پخت بپرهيزيد . در صورت داشتن گربه خانگي وظيفه عوض كردن خاك گربه بهشخص ديگري سپرده شده و در غير اينصورت با دستكش تعويض شود . به خاطر بسپاريدكه انگل احتمالي موجود در مدفوع گربه 24 ساعت طول ميكشد تا فعال شود وآسيب احتمالي برساند . پس خاك گربه خانگي را زود به زود عوض كنيد . زنان بارداري كهپيش از بارداري يك بار درطول عمر خود بهاين انگل آلوده شده باشند از آنجايي كه نسبت به آن ايمن شده اند حتي باتماس باگوشت و مرغ و يا مدفوع آلوده گربه نيز خود و نوزادشان در معرض خطر نخواهندبود . به طور كلي به تمامي بانوان توصيه ميشودكه پيشاز بارداري و يا در اوايل بارداري با آزمايش سرمي توكسوپلاسما ، از وضعيتسابقه ابتلايخود مطلع شوند تا بتوانند سلامتي فرزندشان را با رعايت اصول بهداشتي ذكرشده تضميننمايند .
6- خوراندن يا تزريق داروي ضد انگل به گربه تمام احتمالاتآلودگي را از بين ميبرد . با توجه به اينكه آلوده شدن گربه ها از طريق بلع اواوسيستهاي انگل صورت مي گيرد ، از دادن غذاي خام يا نيم پخته بخصوص گوشت چرخ كرده نيم پز به گربه هاي خانگي جدا خودداري كنيد . اين پرهيز شامل شير و تخم مرغ خام نيز مي شود .
7- دور نگهداشتن غذاها از دسترس حيوانات به خصوص گربه .
8- شستن دستها بعد ازكار كردن ،به خصوص بعد از كار در مزرعه و باغ .
9- شستن كامل و ضدعفوني سبزيها و ميوه ها. از مصرف سالاد و سبزيجات در رستورانهاي غير بهداشتي پرهيز شود . كاهو و سبزيجات مصرفي منزل نيز بايد با دقت و بوسيله مواد ضد عفوني كننده پاكيزه گردد .
10-نخوردن شير غير پاستوريزه بخصوص شير بز .
11-خودداري از تماس با خون و وسايل پزشكيآلوده به خون .
12-آزمايش كردن خون هاي اهدايي از نظر آلودگي بهتوكسوپلاسموز .
13-محوطهبازي كودكان از جمله جعبه هاي شني ( جايگاه مخصوص مدفوع كردن گربه ها ) را از مدفوع سگ و گربه محفوظ داريد .
14-از آنجا كه گربه هاي نر براي انجام جفتگيري از منزل فرار مي كنند , بهتر است آنها را عقيم كرده و از اين طريق از رفتارهاي پيشبيني نشده آنها در فصل جفتگيري ممانعت بعمل آوريد .
15-دست ها را قبل از غذا خوردن بشوييد ( بخصوص كودكان ) .
16-از مناطقي كه امكان آلودگي آب با اواوسيست توكسوپلاسموز وجود دارد ، آب نياشاميد .
زنباردار در اوايل بارداري بايد تحت آزمون هاي آزمايشگاهي خون قرار بگيرد تامعلوم شود داراي آنتي بادي بر ضد توكسوپلاسموز است يا خير . بايد در هفتههاي 18- 16 بارداري نيز دوباره آزمايش شود تا معلوم شود عفونت را كسب كردهاست يا خير و در صورت مثبت بودن ، ممكن است سقط درماني مدنظر قرار گيرد .
عواقب مورد انتظار: اكثر افراد دچار عفونت ، علايمي ندارند و افراددچار علايم خفيف بدون هيچ گونه عارضه متعاقبي ، خود به خود بهبود مي يابند.
درمان : تشخيص شامل شرح حال طبي ، معاينه فيزيكي و بررسي هاي آزمايشگاهيخون براي تشخيص عفونت است . معمولاً براي فرد سالم ، غيرباردار و بدونعلامت درمان لازم نيست . ولي اگر علائمي بود درمان با تركيب داروهايي مثل پيريمتامينو سولفاديازين و اسيد فوليك انجام مي شود . براي كودك زير 5 سال مبتلا داروهايي تجويز مي گردد تا ازعوارض چشمي پيشگيري شود. زنان باردار و نوزادان هم درمان مي شوند ولي انگل به طور كامل از بدن حذف نمي شود . براي افرادي كه نقص سيستم ايمني دارند ، شايد تا پايان عمر درمان ادامه يابد .
داروها :
1- پيريمتامين، سولفاديازين يا تري سولفاپيريميدين ها به مدت 4-3 هفته و اسيد فوليكبراي كاهش عوارض جانبي پيريمتامين غالباً تجويز مي شوند . 2- كورتيكواستروئيدها،در صورت لزوم ، براي رفع التهاب . 3- ساير داروها هم اكنون در حال ارزيابيهستند.
ميزان آلودگي توكسوپلاسميك در انسان با شواهد سرولوژيكبيان مي شود و مطالعات سرواپيدميولوژيك نشان ميدهند كه 50-30 درصد از جمعيت كلجهان آلوده ميباشندو توزيع اين آلودگي مخصوص به منطقه خاصي نبوده و در تماممناطق سازمان بهداشت جهاني منتشر مي باشد و شدت ميزان آلودگي در مناطقمختلف با متغيرهايي نظير سن، جغرافيا، عادات تغذيه اي و فرهنگي متفاوت است وبا توجه به نقش اساسي گرما و رطوبت در تكامل اواوسيست ها ، ميزان آلودگي درمناطق گرم و مرطوب بيشتراست و در يك نگاه ساده اپيدميولوژيك هرچه از مناطقگرم و مرطوب به سمت مناطق سرد مي رويم ، ميزان آلودگي كاهش مي يابد . بالاترين ميزان آلودگي به انگل در جمعيت مناطق گرم و مرطوب مي باشد و دركشورهايي نظير گواتمالا و السالوادور و جزيره هائيتي ميزان آلودگي دربالغين صد درصد گزارش شده است . ميزان شيوعآلودگي توكسوپلاسمي دربالغين در فرانسه( پاريس) 84 % ، در برزيل ( ريودوژانيرو ) 70% و در آرژانتين ( بوئنوس ايرس ) 62% و ميزان شيوع آلودگي درهمه رده هاي سني در انگلستان 23% ، مصر 20% و ژاپن 7% و در يزد شيوع آلودگي 14 درصد در بين مردم در سال 1380 گزارش شده است.
مطالعاتسرولوژيك انجام شده درايران نشان ميدهد كه بيماري و آلودگي توكسوپلاسميدرمناطق مختلف با ميزان شيوع متفاوت ديده ميشود . ميزان آلودگي در ساكناناستانهاي گيلان و مازندران بالا و در حدود 55% است . درحاليكه اين ميزان دراستانهاي آذربايجان غربي، خوزستان و فارس بطور قابل ملاحظه اي پايين تراست . همچنين در مطالعه اي كه روي پستانداران نواحي مختلف ايرانانجام شده است، موارد مثبت عفونت در گربه ها 21% ، سگ 53 درصد ، گوسفند 23% و گاو 29% گزارش شده است .
مخزن بيماري : ميزبانان قطعي اين بيماري گربه ها و گربه سانان وحشي از جنسLyna و Felis هستند .
علائم بيماري در حيوانات :
در حيوانات معمولاً علامتي از عفونت وجود ندارد ولي در گوسفندان اين بيماريموجب جذب جنين resorption، سقط جنين abortion ، موميايي شدن جنين mummification، تولد نارس stillbirth و ضمن اينكه بره هاي آلوده متولد شده ضعيف ، ناتوان و دچار سفتي و سختي عضلات هستند . به عبارت ديگر نتيجه ابتلا به بيماري بستگي به مرحله آبستني دام به بيماري دارد . اگر در اوايل آبستني باشد ، ما به صورت جذب جنين و برگشت به فحلي را مشاهده مي كنيم و اگر در وسط آبستني باشد ممكن است به صورت جنين موميايي و يا سقط ديده شود . اگر ابتلا در مراحل آخر آبستني باشد ، به صورت تولد زودرس و يا تولد نوزادان ضعيف است . البته گوسفندي كه در اثر اين بيماري سقط مي كند ، ايمن شده و ديگر سقطي ناشي از بيماري توكسوپلاسموز نخواهد داشت . به عبارت ديگر دفعه بعد تولد طبيعي را خواهد داشت . بنابراين قاعدتا اين بيماري در بره هاي ماده يك ساله بيشتر ديده مي شود . نكته اي كه بايد توجه داشت اينكه ، در زمان كمك به زايمان ميش مبتلا به توكسوپلاسموز و يا جابجايي جفت آلوده آن مي تواند انسان به توكسوپلاسموز مبتلا شود . پس رعايت بهداشت كامل در اين زمان لازم است . گوسفندان معمولا بعد از تولد به اين بيماري مبتلا مي شوند . كمتر از دو درصد آنها به صورت مادرزادي متولد مي شوند . بعد از ابتلا ايمن مي شوند و كمتر از چهار درصد آنها اين عفونت را براي هميشه با خود داشته و در زايمان بعدي اين عفونت را به نسل بعدي منتقل مي كنند . تحقيقات متعددي تاييد مي كند كه انتقال بيماري بعد از طي شدن دوره بيماري ( سقط و يا ...... ) حتي به صورت تجربي به بره هاي نسل بعد رخ نمي دهد . اما تحقيقات جديدي كه به جاي تست سرولوژي ، با PCR كار كرده اند ، ميزان انتقال آلودگي از راه جفت را بيشتر ذكر كرده اند . وقتي يك گوسفند حساس به اين بيماري تعدادي اواوسيست را مي خورد . بعد از آزاد شدن اسپروزوايت ها در روده گوسفند ، در سلول هاي پوششي روده نفوذ مي كنند . چهار روز بعد از خوردن ، انگل در غدد لنفاوي مزانتر گوسفند قابل مشاهده است ، جايي كه به دليل تكثير انگل ، باعث بزرگ شدن غدد لنفاوي و گاها نكروز آن مي گردد . از روز پنجم انگل در خون آزاد شده و پارازيتمي شروع مي شود كه تا روز دوازده ادامه دارد . همراه با پارازيتمي ، مرحله تب دار شدن عفونت توكسوپلاسما رخ داده كه تا تب 41 درجه سانتي گراد در روزهاي 6 و 7 هم گزارش مي شود . بسياري از بافت هاي بدن بدنبال پارازيتمي آلوده مي شوند . اما با شروع واكنش سيستم ايمني ، پارازيتمي متوقف مي شود . ولي برايدي زوايت ها به صورت كيست در بافتها باقي مي ماند . انگل در گوسفندان باردار باعث ايجاد عفونت و مرگ جنين در هر مرحله آبستني مي گردد . مگر اينكه عفونت در مراحل آخر آبستني باشد كه سيستم ايمني نوزاد بتواند بر انگل فائق آيد . ايجاد نقاط نكروزه در جفت ممكن است آنقدر بزرگ باشد كه بعد از سقط قابل مشاهده باشد .
براي تشخيص بيماري در حيوانات آزمايش اليزا روش مناسبي است . شيوع حدود 70 درصدي اين بيماري در بين گوسفندان ناحيه خوزستان ، نشان دهنده شيوع بالاي اين بيماري در منطقه است . لذا با توجه به اينكه اين بيماري فقط از حيوانات به انسان منتقل مي شود ( يعني انتقال بيماري از انسان به انسان و يا از گوسفند به گوسفند وجود ندارد ) و مصرف گوشت كم حرارت ديده باعث ايجاد بيماري مي شود ، قاعدتا شيوع اين بيماري در منطقه بايد بالا باشد . در اروپا 63 درصد عفونت انساني را مربوط به خوردن گوشت كم حرارت ديده مي دانند . براي كاهش ميزان بيماري راهي جز كنترل بيماري در حيوانات نيست . شيوع 70 درصدي آلودگي گوسفندان منطقه خوزستان نشان دهنده اين است كه ظاهرا هواي گرم و مرطوب منطقه اثر سوئي بر كيست هاي توكسوپلاسموز ندارد . شايد رطوبت بالاي منطقه ، عامل نگهدارنده بيماري باشد . در كشورهاي افريقايي شيوع توكسوپلاسموز را بين 7 تا 63 درصد اعلام مي كنند . گربهها با خوردن گوشت خام و آلوده حيوانات ديگر به اين انگلمبتلا ميشوند ( مثل موش و ديگر پستانداران و يا پرندگان كوچك اندام ) و رل اصلي را در انتشار بيماري دارند . بعد از آلودگي تا 2 هفته بعد از آلودگي ، گربه اقدام به دفع اواوسيست ها را مي نمايد . در اين دو هفته يك گربه آلوده دهها ميليون اواوسيست را از خود دفع مي كند كه دويست عدد از اين اواوسيستها براي ابتلاي يك ميش و ايجاد سقط جنين كافي است ( بعضي محققين تعداد كمتري از اواوسيست را براي ابتلا ذكر مي كنند ) . بعد از خوردن اين اواوسيست ها گوسفند تب كرده و ممكن است علائم تنفسي را از خود بروز دهد ، اما بعد از 14 روز بهبود مي يابد و معمولا مرگ و ميري در كار نيست . بعضي از گوسفندان در فاز حاد بيماري ( شايد به دليل تب و يا تداخل هورموني ) سقط مي كنند . اگر دوباره گربه آلوده بشود ، يعني دوباره اين انگل وارد بدنش بشود ، ديگر اواوسيست از بدن او دفع نمي شود . اما اگر گربه به شكل ناقل درآيد ، در اثر هر استرسي مثل زايمان و يا مصرف داروهاي استروئيدي ، مي تواند اواوسيست ها را از خود دفع كند . اين اواوسيست ها در برابر شرايطي محيطي بسيار مقاوم هستند و تا يك سال مي توانند باقي بمانند . اما اگر گربههاي خانگي كه در داخل خانه زندگي ميكنند و داروي ضد انگلخوردهاند و غذاي پخته به آنها داده ميشود امكان ابتلا در آنها تقريبا صفر است . اما گربه هايي كه در محيط بيرون و مزرعه زندگي مي كنند ، چون اكثر غذاي آنها را جوندگان و يا پرندگان موجود در محيط تشكيل مي دهد ، غالبا آلوده بوده و به ميزان كافي ، اواوسيست اين انگل را از خود دفع مي كنند . اين گربه ها منبع اصلي آلودگي براي گوسفندان هستند . گوسفند با خوردن غذاي آلوده به اواوسيست اين انگل مبتلا مي شود . در دامداري پوشاندن غذا و جلوگيري از ورود گربه به محل انبار دامداري براي جلوگيري از توكسوپلاسموز بسيار مهم است . اگر گوسفند در زمان غير بارداري مبتلا شود هيچ مشكلي نداشته و به خوبي ايمن مي شود . اما در سلولهاي عضلاني آنها ايجاد كيست شده و خوردن گوشت آنها براي انسان خطر ابتلا را در پي دارد . بنابر اين اگر دسترسي به واكسن اين بيماري (Toxovax ) وجود دارد ، تزريق آن قبل از آبستني در بره هاي ماده بسيار مناسب است ( واكسن سه هفته قبل از جفتگيري به گوسفندام تزريق مي شود ) . با توجه به اينكه بيشترين آلودگي در سنين پايين در گوسفند رخ مي دهد ، قاعدتا سقط در گوسفندان كم سن ديده مي شود . اما در بررسي هاي سرولوژي مشخص شده است كه درصد آلودگي و داشتن تيتر در گوسفندان مسن ، بيشتر بوده است . اما در بررسي ها جنس گوسفند بر روي ميزان ابتلا ، تاثيري نداشته است . بطور كلي اكثر گوسفندان قبل از 4 سالگي مبتلا مي شوند . كمتر از 2 درصد گوسفندان قبل از تولد مبتلا مي شوند . لذا اكثر ابتلا بعد از زايمان رخ مي دهد . در گله هايي كه سقط جنين در آنها وجود دارد ( نسبت به گله هايي كه سقط ندارند ) ، شيوع توكسوپلاسموز بيشتر است . ضمن اينكه در دامداري هاي صنعتي بيماري كمتر از نيمه صنعتي است . وجود گربه و استفاده از آب هاي سطحي باعث افزايش شيوع بيماري در گله مي گردد . در دامداري هاي روستايي و حومه شهرها شيوع بيشتري از بيماري در بين گوسفندان ديده مي شود ( از نظر تيتر آنتي بادي ) . چون واكسن آن زنده است ، امكان ابتلاي انسان وجود دارد ، لذا همانند واكسن تب مالت ، براي تزريق بايد دقت نمود . در بعضي كشورها توكسوپلاسموز از نظر اقتصادي ، براي صنعت گوسفندداري زيان زيادي وارد مي كند .
مشكل كار اين است كه با توجه عوامل ديگري كه در گوسفند ايجاد سقط مي نمايند ، لازم است از آزمايش مناسبي براي تشخيص بيماري استفاده كرد . اخذ خون در زمان سقط و يك يا دو هفته بعد از سقط براي درك افزايش ميزان آنتي بادي عليه توكسوپلاسموز لازم است . اگر بخواهند در يك گله ، ميزان ابتلا را مشخص كنند ، لازم است كه يك تيتر خاصي را به منزله موارد مثبت از قبل تعيين و بر اساس آن همه آزمايشات را انجام دهند . در كشورهاي اروپايي بين 10 تا 23 درصد سقط در گوسفند را ناشي از عفونت توكسوپلاسموز بوده است . در نيوزيلند بين 7 تا 32 درصد سقط در گوسفندان را ناشي از توكسوپلاسموز مي دانند . ادامه شيوع طولاني مدت ( ده سال ) بيماري توكسوپلاسموز در يك بررسي انجام شده در منطقه بالكان ، نشان دهنده اين است كه مرتب انگل توسط گربه ها دفع شده و گوسفندان آلوده مي گردند .
ظاهرا گاوها و پرندگان مقاومت خوبي در برابر اين بيماري دارند . علي رغم اينكه توانسته اند اين انگل را از طيوري كه در محيط باز چرا مي كنند ، جدا كنند . ولي درصد آنها بسيار كم است . بنابراين گوشت آنها براي مصرف انساني حتي بدون فريز كردن ، از نظر توكسوپلاسموز مشكلي ندارد . آزمايشات به خوبي نشان مي دهند كه فريز كردن گوشت به مدت چند روز و يا حرارت دادن كافي آن ، مي تواند انگل را غير فعال نمايد .
در گربه ها معمولي ترين علامت تب ، كاهش اشتها و حساسيت است . اما در فرم مزمن بيماري بسته به اينكه انگل در كجاي بدن گربه مستقر شود علائم متفاوت خواهد بود . اگر در دستگاه تنفسي مستقر شود ، پنوموني و مشكلات تنفسي و اگر در سيستم عصبي مستقر شود ، علائمي مثل عدم تعادل ، تغييرات شخصيتي ، فشار دادن سر به اجسام ، دور خود چرخيدن، عدم كنترل ادار و مدفوع ، مشكلات جويدن و بخصوص مشكلات بينايي دچار مي شود . گربه ها بخصوص بچه گربه ها ممكن است در اثر عفونت توكسوپلاسما بميرند ، بويژه اگر مشكل سيستم ايمني داشته باشند . به عبارت ديگر گربه هايي كه سيستم دفاعي آنها نتواند جلو تكثير مروزوايت ها را بگيرد ، دچار مشكل مي شوند . البته گربه مبتلا را مي توان با Clindamycin درمان نمود .
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ