چند روز پيش يه كوپه دربستي گرفته بوديم براي رفتن به تهران.از بس اين كوپه گرم بود شبيه تنور ميماند! با هزار بدبختي وبا باز وبسته كردن پنجره ي كوچك آن توانستيم محيط وهواي كوپه را براي ارسطو كه نزديك به چهارماه دارد،مناسب كنيم!!هنگامي كه سوار قطار شده بوديم وهنوز قطار حركت نكرده بود از پايين قطار شنيدم كه يكي ميگفت اين چهار نفر بليطشان مال شب قبل بوده و اشتباها الان آمده اند واين موضوع به اين معني بود كه بليط هاي قبلي باطل شده و بايد دوباره هزينه بليط را بپردازند وچون كوپه ها خالي بود آن چند نفر هم با كلي ضرر سوار شدند ومن پيش خود گفتم(فقط پيش خودم گفتم)عجب آدمهاي خنگي پيدا ميشن!!!
وديروز من زودتر از ساعت 5بعد از ظهراز خانه ارسطو بيرون آمدم تا نيم ساعتي پياده به طرف راه آهن تهران بروم وقطار را سوار شده به شهر خودمان بيايم در بين راه خواستم ساعت دقيق حركت را نگاه كنم وقتي بليطم را نگاه كردم با كمال نا باوري ديدم ساعت حركت قطار مربوط به 5 صبح بوده و من فكر ميكردم كه بليط عصر را تهيه كردم آنجا بود كه تاييد كردم كه واقعا بعضي مردم خنگند!!!
بليط را براي امروز دوباره خريدم وقطار هم بيش از يك ساعت تاخير داشت كه در بلند گوي قطار اعلام شد براي گرفتن خسارت 50 در صد تا يك ماه به دفاتر فروش برويم.
قبلا در قطارهاي اتوبوسي گوشي هاي يك بار مصرف ميدادند تا مردم دوساعتي را سرگرم فيلم باشند ولي متاسفانه متوجه شدم كه الان هد فون به مسافرين داده ميشود و دوباره پس ميگيرند تا براي مسافرين ديگر استفاده كنند كه بسيار غير بهداشتي است و از بس خر تو خر است هيچكس پيگير اين موضوع هم نيست و اين شركت رجا هم با قطارهاي بسيار كثيف و هواي نا مناسب به مردم ومسافرينش بس جفا ميكند.



درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ