شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۸ - - بابا حسين -
دو دزد در نيمه هاي شب وارد يك بانك شدند و در يك گاو صندوق را باز كردند. اما فقط مقداري ماست در آن بود و هيچ پولي در كار نبود.
آنها
كمي از ماست چشيدند و تقريبا ترش بود.مردها گاو صندوق بعدي را باز كردند و
باز هم ماست بود و اين بار طعمش بهتر از قبلي بود ولي باز هم پولي نبود.
دزدها به سراغ گاو صندوق بعدي رفتند و باز هم ماست....
يكي از دزدها به ديگري گفت جان بهتره بري بيرون و يك نگاهي بكني و ببيني اينجا واقعا يك بانكه؟ و روي زمين نشست و شروع به خوردن ماست كرد و اين يكي خيلي خوشمزه و تازه بود.
چند دقيقه بعد جان برگشت و گفت اين مطمئنا يك بانكه.
دزد ديگه پرسيد و اسم اين بانك چيه: جواب داد: بانك اسپرم اوهايو
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ