بي بي جان
يادمه بچه بودم و بهم گندم برشته دادي و تند تند ميخوردم ولي يه سنگ كوچولو توش بود و باعث شد بره زير دندونم و دندون كرم خورده من بشكنه و من چقدر فحش بهت دادم و الان ميفهمم كه در حقت جفا كردم![]()
يادمه يه روز ازت پول ميخاستم و تو نداشتي بهم بدي عصباني شدم و پاهامو زدم به درب اتاقت و دربه شكست و بعدا اون در را با پارچه و سريش چسبوندي و سالها همينجوري بود!!!و حالا ميفهمم كه چقدر بهت جفا كردم![]()
يادمه اصفهان با خاله اشرف زندگي ميكردي و وقتي يه روز عيد اومده بوديم عيد ديدني يواشكي بهم گفتي ننه هوس نوشابه كردم و من بخاطر اينكه قند داشتي بهت گفتم نوشابه خوبت نيست و برات نخريدم و آنروز من توانايي خريدن را داشتم و نكردم والان ميفهمم كه چقدر بهت جفا كردم![]()
حالا هم سالهاست در قبرستان تخت فولاد اصفهان آرميده اي و هيچوقت جز يك بار نتونستم به سراغت بيام و اينهم ميفهمم كه جفا كردم
بي بي جان روحت شاد
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ