پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۰۴ - - بابا حسين -
امروز رفته بودم بانك تا مبلغي نسبتا زياد را به حساب يكي واريز كنم تا مقدمات گرفتن يه وام فراهم شود .از آنجايي كه صاحب حساب اسمش با عنوان دكتر در حسابش ثبت شده و من هم چند تا سوال وامي از پرسنل بانك مي پرسيدم طرف من را با صاحب حساب اشتباه گرفته بود و دائم ميگفت دكتر شما اين كار را انجام دهيد اين كار را انجام ندهيد و خلاصه چندين بار منو به اسم دكتر صدا كرد ! كم كم داشت باورم ميشد كه نكنه دكتر هستم ولي زدم پشت گردن شيطون و گفتم بيخود قيافه نگير و بلاخره با متصدي بانك خداحافظي كردم و بيرون آمدم و در راه فكر ميكردم كه چقدر بچگيها نادان بودم و درس نخوندم تا دكتر شوم .
واينگونه بود كه فهميدم كه چگونه به خود جفا كردم..
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ