پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۹ - - بابا حسين -
به
شاهزاده خبر دادند که جوان فقیری در شهر هست که بسیار به تو شباهت دارد ،
دستور داد و جوان را به حضورش آوردند ، شاهزاده بر روی تخت نشسته بود ،
بادی به غبغب انداخت و در حضور درباریان گفت: از سر و وضع فقیرانه ات که
بگذریم ، بسیار به ما شباهت داری ، بگو ببینم مادرت قبلا در دربار خدمت نمی
کرده است؟ درباریان خنده تمسخر آمیزی کردند و به جوان با تحقیر
نگریستند. ... جوان لبخندی زد و گفت: اعلا حضرتا ، مادر من فلج مادر زاد
است ، اما پدرم چندی باغبان شاه بوده است
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ