شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۸ - - بابا حسين -
1) بیاییم از هر اتفاقی، از هر آدمی، از هر تعریفی، از هر محبتی، از هر
رفتاری، از هر شکل و شمایل و ظاهری و حتی از هر زیبایی؛ برداشت بد و منفی
نکنیم. بیاییم همهچیز را خوب ببینیم. بیاییم همه را خوب فرض کنیم، مگر
آنکه خلافاش ثابت شود و هرگز برعکس آن عمل نکنیم.
بیاییم در ذهنمان آدمها را محکوم نکنیم و به دار مجازات نیاویزیم. بیاییم در مورد آدمها قضاوت و داوری نکنیم. بیاییم بزرگ فکر کنیم و کوتهبینی را کنار بگذاریم. اگر ما، آدمهای نسل رایانه و اینترنت هستیم که با جهان فرامرزی سروکار داریم و دنیایمان از خانهی کوچک یا بزرگمان بسیار بزرگتر شده، پس باید به همان نسبت هم بزرگ بیندیشیم و عادتهای فکری کوچک و کودکانه را رها کنیم.
بیاییم آدمها را دوست داشته باشیم. مهربان باشیم؛ حامی، دوست و یاریدهنده باشیم. از مدار کوچک و دایرهی بستهی خود بیرون بیاییم و دیگران را ببینیم؛ غمهایشان را، شادیهایشان، دلتنگیهایشان و مهربانیهایشان را و خود را محور و مرکز جهان ندانیم و فکر نکنیم همهی حرفها و کارهای دیگران، به خاطر ماست تا از آن، برنجیم یا به پایکوبی درآییم! بیاییم دایرهی وجودمان را آنقدر بزرگ کنیم که در آن به غیر از خودمان، نهتنها همهی انسانها و حتی همهی حیوانات و موجودات زندهی کرهی خاکی، بلکه هستی، در آن جای بگیرند.
بیاییم پول و قدرت را جایگزین همهی روابط زیبا و انسانی که میتواند وجود داشته باشد، نکنیم.
2) بیاییم وقتی مشکلی پیشآمد، مسؤولیت آن مشکل را بر عهده بگیریم، یعنی بپذیریم که به میزان 98درصد در پیدایش آن مشکل، خود ما نقش داشتهایم و مشکل را به گردن زمین و زمان و این و آن و دیگری و خدا و سرنوشت و تقدیر نیندازیم و دنبال مقصر نگردیم؛ تمام انرژیمان را برای یافتن مقصر و قبولاندن به او و سرزنشاش هدر ندهیم، بلکه از انرژیمان برای حل مشکل و مسأله، برای گرفتن کمک فکری از دیگران و رسیدن به یک راهحل منطقی و درست استفاده کنیم. وقتی بهدنبال مقصر نگردیم، هنگام بروز مشکل، از «تمام» انرژی خود بهره میگیریم و با اعتمادبهنفس بیشتری به حل آن میپردازیم و کمکم به خوبی، «مهارت حل مسأله» را یاد خواهیم گرفت و هنگام بروز مشکل، دیگر آشفته، نگران و مستأصل نشده و از پسِ هر مسأله و مشکلی برخواهیم آمد.
هنگامی که این دو درس مهم زندگی را فرا بگیریم، آنها را به فرزندانمان هم یاد خواهیم داد و قطعاً زندگی برای نسلهای بعدی جامعهی ما، راحت تر و زیباتر خواهد شد.
بیاییم در ذهنمان آدمها را محکوم نکنیم و به دار مجازات نیاویزیم. بیاییم در مورد آدمها قضاوت و داوری نکنیم. بیاییم بزرگ فکر کنیم و کوتهبینی را کنار بگذاریم. اگر ما، آدمهای نسل رایانه و اینترنت هستیم که با جهان فرامرزی سروکار داریم و دنیایمان از خانهی کوچک یا بزرگمان بسیار بزرگتر شده، پس باید به همان نسبت هم بزرگ بیندیشیم و عادتهای فکری کوچک و کودکانه را رها کنیم.
بیاییم آدمها را دوست داشته باشیم. مهربان باشیم؛ حامی، دوست و یاریدهنده باشیم. از مدار کوچک و دایرهی بستهی خود بیرون بیاییم و دیگران را ببینیم؛ غمهایشان را، شادیهایشان، دلتنگیهایشان و مهربانیهایشان را و خود را محور و مرکز جهان ندانیم و فکر نکنیم همهی حرفها و کارهای دیگران، به خاطر ماست تا از آن، برنجیم یا به پایکوبی درآییم! بیاییم دایرهی وجودمان را آنقدر بزرگ کنیم که در آن به غیر از خودمان، نهتنها همهی انسانها و حتی همهی حیوانات و موجودات زندهی کرهی خاکی، بلکه هستی، در آن جای بگیرند.
بیاییم پول و قدرت را جایگزین همهی روابط زیبا و انسانی که میتواند وجود داشته باشد، نکنیم.
2) بیاییم وقتی مشکلی پیشآمد، مسؤولیت آن مشکل را بر عهده بگیریم، یعنی بپذیریم که به میزان 98درصد در پیدایش آن مشکل، خود ما نقش داشتهایم و مشکل را به گردن زمین و زمان و این و آن و دیگری و خدا و سرنوشت و تقدیر نیندازیم و دنبال مقصر نگردیم؛ تمام انرژیمان را برای یافتن مقصر و قبولاندن به او و سرزنشاش هدر ندهیم، بلکه از انرژیمان برای حل مشکل و مسأله، برای گرفتن کمک فکری از دیگران و رسیدن به یک راهحل منطقی و درست استفاده کنیم. وقتی بهدنبال مقصر نگردیم، هنگام بروز مشکل، از «تمام» انرژی خود بهره میگیریم و با اعتمادبهنفس بیشتری به حل آن میپردازیم و کمکم به خوبی، «مهارت حل مسأله» را یاد خواهیم گرفت و هنگام بروز مشکل، دیگر آشفته، نگران و مستأصل نشده و از پسِ هر مسأله و مشکلی برخواهیم آمد.
هنگامی که این دو درس مهم زندگی را فرا بگیریم، آنها را به فرزندانمان هم یاد خواهیم داد و قطعاً زندگی برای نسلهای بعدی جامعهی ما، راحت تر و زیباتر خواهد شد.

درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ