صبح رفتم شهرداري تا جواب نامه ي وام را بگيرم.وقتي پيش مامورش رفتم گفت پرونده ي شما كامل نيست ،برويد و ساعت 12 بياييد و ما هم نگران و ناراحت تا ظهر صبر كرديم و مجددا رفتيم و دوباره سراغ پرونده را گرفتيم .اينبار نوشته شده بود ولي باز اشكال داشت! دوباره خدمت آقايي كه خانه را باز ديد كرده بود رفتيم و نقص پرونده را بر طرف كردو خلاصه چندين بار بر سر اين ميز و آن ميز رفتيم تا بلاخره قبض هايي كه قرار بود بپردازيم آماده شد و وقتي اونا را پرداخت كرديم و به سراغ آقاي كارگر رفتيم ايشان از بند جيم استفاده كرده بودند و شهرداري را ترك !!!
هر چه ايستاديم نيومد و من هم تنها با ايشان كار نداشتم، يه بيچاره هم از مهريز آمده بود و كارش گير اين آقا و بيچاره چقدر با بي زباني فحش اين آقاي متواري از كار را ميداد !!!
وخلاصه با نا اميدي از شهرداري بيرون آمديم تا دوشنبه براي ادامه كار به شهرداري بريم.
امروز متوجه شدم كه اگه همه ي كارهام مثل پرداخت عوارض شهرداري بود چقدر خوب بودم و خلاصه اينكه پس از موت درد سري براي كسي ندارم .زيرا هيچ بدهي از سالهاي قبل ندارم.
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ