شنبه ۱۳۹۰/۰۶/۱۲ - - بابا حسين -
دیشب رفتم پارک تا قدمی بزنم و نگذارم دوباره رگهای قلبم تنگ شود.
مردم زیاد آمده بودند وهر کس مشغول کاری بود خنده وحرف زدن
وپیاده روی مردم وسروصدای بچه های کوچک مرا شاد میکرد
ولی یک صحنه مرا غم زده کرد.پیش خود گفتم چرا دود ؟
جوانی شاید ۱۶ساله گوشه ای از پارک نشسته
ومرتب به قلیان پک میزد وچنان دود میکرد گویی از دودکش کوره آجرپزی
دود بیرون می آید آیا این جوان درحق خود وخانواده واجتماع
در پارک جفا نمیکند؟
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ