چند نفری که در جستجوی آرامش و خرسندی درون بودند, نزد یک استاد بودایی رفتند و از او پرسیدند: استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی ارام و خوشنود به نظر میرسی, لطفا به ما بگو که راز خوشنودی شما چیست؟
استاد گفت: بسیار ساده است من
●زمانی که دراز میکشم , دراز میکشم.
●زمانی که راه میروم راه میروم.
●زمانی که غذا میخورم, غذا میخورم...
این چند نفر عصبانی شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدی نگرفته است. به او گفتند که تمام این کارها را ما هم انجام میدهیم پس چرا خوشنود نیستیم و آرامش نداریم؟
استاد به آنها گفت: زیرا
■زمانی که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که باید بلند شوید
■زمانی که بلند شدید به این فکر میکنید که باید کجا بروید
■زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه غذایی بخورید...
فکر شما همیشه در جای دیگر است و نه در آنجایی که شما هستید.
"زمان حال "تقاطع گذشته و آینده است و شما در این تقاطع نیستید!!! بلکه در گذشته و یا آینده هستید و به این علت است که از این لحظه ها لذت واقعی نمیبرید شما همیشه در جای دیگر سیر میکنید.
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ