نميدونم وقتي كه شهري طاعون ميزنه را ديدين يا نه ؟ البته منم نديدم ولي فكر كنم در آن زمان بيمارستانها خيلي وضعشون آشفته ميشه و مجبورن بيماران زيادي را پذيرش كنن!حالا منظور من از اين مقدمه چيني مشكل طاعون نبود بلكه شلوغي و ناراحتي آن موقع بود.
ديروز با يك دوست به تعمير گاه ناسيونال رفتيم كه خيلي شلوغ بود و انگار كسي به كسي نبود.ماشين دوست ما آنقدر روغن ريزي داشت كه اگر چند كيلومتر ديگر راه ميرفت يقينن موتور ميسوزوند ويا گيربكس خورد ميكرد !ماشيني كه هنوز سي هزار كيلومتر كار نكرده و گارانتي دارد...و چقدر مايه ي آبروريزي است اين صنعت.تازه مهندس آن تعميرگاه وقتي ماشين را معاينه كرد گفت قالپاق بايد عوض شود كه ما نداريم وبايد برايتان درخواست كنيم و يك هفته طول ميكشد تا بيايد و كاسه نمد هم ممكنه نداشته باشيم !
كاش اين كارخانه ها فرغون ميساختند تا ديگر مجبور نباشند گارانتي محصولات بي خاصيت خود را بكنند.
و چقدر جفا مي شود در حق آنهايي كه نميتوانند ماشين خارجي خوب (بجز ماشينهاي چين)بخرند.
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ