🔹هنرپیشه معروف انگلیسی تعریف میکند که در دوران بچه گی یه دختر خوشگل همکلاسی داشتم که زنگهای تفریح که از کلاس بیرون میرفت ،
من میرفتم سر کشویش و از کیفش پول می دزدیدم ، بعد عصر که تعطیل میشدیم.
سر راه خونه از همون پول دزدی خودش ،
برایش بستنی و شکلات می خریدم و باهم می خوردیم ،
خلاصه همکلاسی و دوست دخترم هر روز خوشحال و خندان میرفت خونه!!
🔹اما فردا صبح که میومد به مدرسه دمق و ناراحت و اشکریزان میگفت یه کسی توی مدرسه همه پولم را از کیفم دزدیده ، بعد باهم. به آن دزد ( که خودم بودم ) فحش میدادیم ،
🔹عصر دوباره همان ماجرا تکرار میشد و من پولش را از کیفش می دزدیدم و عصر برایش شیرینی وشکلات میخریدم و اورا خوشحال روانه منزل میکردم !!
🔹داستان اضافه حقوق کارمندان دولت هم عین همین ماجراست. هربار که حقوقت را اضافه میکنند خوشحال و بشکن زنان به خونه میری ، اما فردا که برای خرید میری بیرون ، می بینی ای دل غافل دولت با گران کردن همه اجناس ،
🔹چنان اضافه حقوقت را بی ارزش کرده که قدرت خریدت از قبل هم بدتر شده؛
هربار با گران کردن اجناس که به دست خودشان است و درحقیقت دزدی از جیب تو ، چند در صد مواجبت را اضافه ، ولی با آن پول فردا در بازار فقط چند فحش و ناسزا اضافه نصیبت میشود که انرا مستقیم حواله دولت میکنی ،!!!
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ