چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۲۱ - - بابا حسين -
اوایل استخدامم بود وهیچ پولی برای مخارج نداشتم آن موقع هم زن داشتم وهم بچه ،وحقوقم را قرار بود چند ماه بعد بپردازند. بانکهای قرض الحسنه ۱۰هزار تومان وام میدادند ولی گرفتن آن هم با مشکلات زیادی همراه بود. بخاطر این بود که پیش پدرم رفتم ودرخواست پول کردم .ایشان (خدا همه را بیامرزد)۲۰ هزار تومان به من داد ودر برابر آن چک چند ماهه گرفت.آن موقع من پیش خودم گفتم که چه پدر بدی است وچگونه دارد به فرزندش جفا میکند! زمان گذشت و حقوق را گرفتم وبدهی را صاف کردم.اکنون سالها میگذرد ومیفهمم که نه تنها پدرم آن موقع جفا نکرد بلکه او درس زندگی را به من داد ودرس قدر چیزی دانستن را.



درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ