دل را شكستي اي جان، شرم از خدا نكردي دادم به راه تو جان، اما وفا نكردي
تا كي شوي ز من دور، اي يار نازنينم با اين وفا كه ديدي، ترك جفا نكردي
گفتم پس از جفاها، يكدم به من وفا كن كردي جفا فزونتر،شرم از خدا نكردي
در راه وصلت اي دوست، از پا فتاده ام من ديدي مرا تو بيمار، دردم دوا نكردي
بودست نام و يادت، پيوسته بر زبانم لكن لبي به خنده، از مهر وا نكردي
اي پادشاه خوبان، بر عشق تو اسيرم آخر چرا نگاهي، بر اين گدا نكردي
از خستگي و ملالت محسوب ميشد،
به گفته دانشمندان ممكن است
نشانهاي از داغ شدن
سر هم باشد.
بقیه در ادامه مطلب
جاهای مختلفی است که وقتی خانه خریدی آسایش نداری !!نزدیک مدرسه وکودکستان، نزدیک کلانتری،نزدیک مسجدوحسینیه،نزدیک خیابان اصلی و پر رفت وآمد، نزدیکی بیمارستان ودرمانگاه ، نزدیکی مطب پزشکان،نزدیکی بعضی پارکها،نزدیکی پادگان ومراکز آموزشی،داخل کوچه های تنگ وباریک ویا نزدیکی دکل های آنتن موبایل وبلاخره خیلی جاهای دیگر!!!یکی از دوستان در کنار پارکی خانه دارد و دل پری از مردم آزاری بعضی ها، او می گوید :روزی که این زمین را خریدم تا خانه بسازم باغ بسیار بزرگی روبروی زمین من بود صدای دلنواز پرندگان وآب وهوای لطیف وخنک آن محل، مرا تشویق کرد تا زودتر خانه ام را تمام کنم ودرآن مستقر شوم ولی از بخت بد من ،بعد از مدتی این باغ زیبا به پارک عمومی تبدیل شد و بد بختی های ما هم آغاز گردید! البته تا چندین سال پیش نسبتا بد نبود ولی چند سالی است که روز به روز بدتر می شود. او می گفت تا اواخر شب سر وصدای بچه وآدم بزرگ مخل آسایش ماست از ساعت ۱۲ شب تا پنج صبح صدای لات و لوتهای پارک وصدای مسافرین از راه رسیده ! ازساعت پنج صبح به بعد هم صدای نا هنجار ورزشکاران صبح گاهی و بلاخره از ساعت شش صبح به بعد هم صدای آزار دهنده بلند گوی پارک ما را کلافه کرده !!دوست من می گفت آیا اینهمه که گفتم جفا در حق ما نیست؟
شبیه
برج میلاد
اما
بزرگتر
وزیباتر
احتمال دارد گاهی اوقات مشکل، سندروم مورتون باشد...
تازگی دانشمندان اعتبار آن را زیر سوال بردهاند...
وکلی پول ثبت نام از مردم بد بخت میگیره ،
از طرفی همین تعداد نیرویی که اعلام
کرده قبلا بصورت شرکتی وروزمزد
وغیرو دارندهمان جا کار میکنند
واین اعلام استخدام سوری
است آیا جفا در حق
این بیکار امیدوار
نشده ؟
ولی گویی توی تنور رفته بودم، ازیکی کارکنان که اوهم درحال
عرق ریختن بود دلیل گرم وغیرقابل تحمل بودن هوای
فروشگاه را پرسیدم!در جوابم گفت:قبض برق
۶میلیون تومان آمده مدیر عامل فروشگاه
دستور خاموش کردن کولرها را داده!
سوال اینجاست ،آیا در این هوای
گرم !!موادغذایی که نیاز به
یخچال ندارند ولی باید
در دمای متعادل
نگهداری
شوند
خراب نمی شود ویا بعضاً فاسد نخواهد شد؟ آیا فروختن این مواد بعد از
خراب شدن به مشتری بی اطلاع از موضوع جفا نیست؟؟
نوشیدن آب به هنگام صرف غذا موجب بروز سوءهاضمه میشود
که در آن تنوع زيادي
وجود ندارد چندان
پرطرفدار نيستند
اما تحقيقات نشان
ميدهد اين يكي از
بهترين روشها براي
كاهش وزن است.
وقتي شما زياد عرق ميكنيد
دردسرهايتان آغاز ميشود چون در منزل و محل كار
دائم نگران بوي بدنتان بوده يا دائم نگران هستيد كه اين
لكههاي زرد عرق روي لباسهاي شما اثر بگذارند، اما چاره چيست؟
خارش سر گاهي با چند راه ساده خانگي بهبود پيدا ميكند و گاهي به دليل مشكلات جدي نياز به درمان پزشكي است. با تشخيص علت ميتوانيد درمان را پيدا كنيد. خارش كف سر يك بيماري مزمن رايج است كه علل متفاوتي دارد، از جمله خارش بدن كه باعث درگيري پوست سر هم ميشود.
صبح
از محل کارم
زنگ زدند که باید
جای یکی از همکاران
بیایی با عجله آماده شدم
وخواستم از پارکینگ خانه
بیرون بروم،ماشینی از مهمان
همسایگان طوری پارک کرده بود
که امکان بیرون آمدنم نبود ،کلی وقت
صرف کردم تا صاحب ماشین را پیدا کردم ،
چند زنگ اشتباهی خانه ها را هم زدم !!آیا من در
حق همسایه جفا نکردم؟آیا راننده بی احتیاط در حق من وهمسایه ها جفا نکرد؟
وقتی پشت چراغ قرمز
ایستادی وشمارشگر را میبینی،
چند شماره مانده تا تمام شود،حرکت نکن!!
زیرا ممکن است یکی مثل خودت
در طرف دیگر چهار راه
برای اینکه به چراغ قرمز نخورد با
عجله وسرعت زیاد وارد چهار راه میشود وتصادف می کنید،
آنوقت هر دو در حق هم جفا کردید.
دوندگی های بعدی که نگو!!
یکی میگفت:
در زمان کودکی مرتب طرف چپ شکمم درد میگرفت وبزرگان وفامیل هر کدام یک تشخیصی را می گذاشتندوپدر ومادر هم بعضی وقتها با آب جوش ونبات تسکین درد می دادند.
کم کم که بزرگتر شدم متوجه شدم همان قسمت شکم،بیرون می زند واین باعث دردم می شود به دکتری مراجعه کردم واو مرا به یک پزشک جراح معرفی کرد وقتی پیش او رفتم تشخیص فتق دادند وبرای عمل در بیمارستان بستری شدم .
روز اول کلی ازم خون گرفتند وروز دیگر یکی از دکترها منو دید وخیلی ازم سوال ومعاینه کرد وبلاخره در روز سوم مردی بد اخلاق به سراغم آمد وگفت پیراهنت را بزن بالا!!تعجب کردم چون آن مرد شبیه دکتر نبود !گفتم برای چه؟با بد اخلاقی گفت باید بتراشم!بعد تیغ را آماده کرد وافتاد به جون شکمم وهمه جای آن را تراشید ورفت،ترس تمام وجودم را گرفته بود هم اتاقی ها هم خیلی چیزی نمی گفتند فقط یک پیر مردی مرتب از درد عملش حرف میزدومن بیشتر نگران می شدم بلاخره یک پرستار آمد وگفت فلانی شما فردا عمل داری از آخر شب غذا نخور ومن هم مطیع امر پرستار شدم .
روز عمل فرا رسید دست وپام می لرزید منو به اتاق عمل بردند روی تخت خوابیدم فشار خونم را گرفتند .دکتر گفت نمی توانی عمل شوی !گفتم چرا؟ گفت فشار خونت خیلی بالا است.بهم گفت برو داخل بخش فردا عملت می کنیم .
روز بعد برای بار دوم به اتاق عمل رفتم ولی این دفعه خیلی نترسیدم ،من فکر کنم بخاطر چند تا آمپول بود که قبل از آمدن به اتاق عمل به من زده بودند!روی تخت اتاق عمل خوابیدم وبعد چند کلمه ای دکترم که پارچه سبزی به دور صورتش انداخته بود با من صحبت کرد ودیگر هیچ چیز متوجه نشدم ،تا این که یک مرتبه دیدم داخل اتاق ونزد همان هم اتاقی ها هستم هر کسی احوالم را می پرسید من هم خیلی گیج بودم وقدرت حرف زدن نداشتم ،چند ساعتی گذشت سوز عجیبی روی شکمم حس میکردم ،حالا مرتب ناله میکردم وبه درد آن پیر مرد بغل دستی دچار شده بودم!یکی از هم اتاقی ها به بیرون اتاق رفت وگویا با پرستارها گفته بود که من درد دارم وآنها یک آمپول به من زدند وبعد ازآن دردم بهتر شد.
روز بعد از عمل دکتر برای دیدنم به اتاقم آمد وازپرستار خواست تا وسایل پانسمان را بیاورد . وسایل پانسمان را آوردند پانسمان روی شکمم را دکتر کند ودوباره پانسمان کرد .یک چیز موجب تعجب من شد ولی جرات سوال را بخودم ندادم!آخر طرف چپ شکمم فتق داشت چرا طرف راست را دکتر عمل کرده ؟ خیلی نگران شدم در فکر فرو رفته بودم پیش خودم میگفتم چرا اینطور شده وگاهی هم خودم را دلداری می دادم ومی گفتم شاید راه عمل همین بوده !
فردا دل را به دریا زدم وتا دکتر آمد علت اینکه من فتق طرف چپ داشتم چرا طرف راست را عمل کردید را ازش سوال کردم.دکتر که یک کمی از سوال من جا خورده بود مکثی کرد وگفت شما دو تا مشکل داشتی ما یکی را حل کردیم بعدا مشکل بعدی را حل خواهیم کرد!
گفتم مگر طرف راست هم فتق داشتم؟دکتر درجواب گفت نه شما آپاندیس داشتی وما اول آپاندیست را در آوردیم بعدا فتقت را عمل میکنیم و من هم قانع شدم .الان چندین سال است دیگر به دکتر نرفتم وجای عمل آپاندیسم هم مثل طرف چپ بیرون میزند وگویا این دفعه دوطرفه فتق گرفته ام وجرات عمل هم ندارم.
یکی از آشنایان میگفت دکتر اشباهی ترا عمل کرده وتو آپاندیس نداشتی !من نمی دانم واقعیت چیست ؟ولی اگر واقعا اشتباهی عمل شده باشم!!! آیا دکتر در حق من جفا نکرده؟
در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد می شد.دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی, ما یک هفته نهار به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
ملا قبول کردوشب به آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من یک هفته نهار را بدهید.دوستان پرسیدند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت: نه, فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند: همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی!!!ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند,ظهر شد اما نشانی از ناهار نبود گفتند: ملا, انگار نهاری در کار نیست. ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده, دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود. ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند. ملا گقت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود.
چگونه بدون غرغر كردن اخلاق بد همسرتان را عوض كنيد
|
تلاش جالب والدین دختران مجرد برای پیدا کردن داماد خوب!! |
عکسهای خیلی غمگین ونادیدنی
![]()
وقتی کارخانه ها بی وقفه پس آب کارخانه را داخل رودخانه رها می کنند،وقتی کنار رود ماشین والبسته وچیزهای دیگر را می شویند،وقتی بعضی خانواده های بی فکر فاضلاب وزباله ها را داخل رودخانه رها می کنند،وقتی نا خواسته موادنفتی وارد دریاچه می شود ،وقتی در مسیر رودخانه ساخت وساز بدون مجوز انجام می شود ،وقتی در کنار رودخانه محل پرورش ماهی احداث میشود،وقتی از کنارساحل شن وماسه استخراج می شود،وقتی...آنوقت دریاچه تبدیل به زباله سیار میشود.مگرغیرازاین است که با این کارها در حق همه آدمها جفا می شود.مگر غیرازاین است که درحق طبیعت وآیندگان جفا می شود؟؟!!
دیروز از رسانه های گفتاری ونوشتاری وسیما تاکیدشده بودکه اسامی کنکور دکتری درتاریخ بیست ودوم شهریور اعلام می شود وچندین هزار نفر در انتظار نتیجه بودند متاسفانه ازساعت یازده ونیم شب سازمان سنجش غیر ازیک اطلاعیه چیز دیگری را نگذاشته بوداطلاعیه ای که تاکید بر اعلام نتیجه در تاریخ یاد شده هم داشت وتا ساعت دوبامدادبیست وسوم هم خبری از نتیجه نبود !!نتیجه ای که باعث شادی حدود شش هزار نفر وبقیه را اندوهگین می ساخت.آیا در انتظار گذاشتن مردم دلبند که هر دقیقه وقت برایشان یک ساعت می گذشت جفا نبود؟
|
چه طور اشتهایم را کم کنم تا لاغر شوم؟ |
فیس بوک با زندگی شما چه کار می کند
به ادامه مطلب بروید
فقط برای زیبا شدن عینک را نمی زنید
اگر دوست داشتید
ادامه مطلب راببینید
قبلا شنیده بودم برای تهیه آب لیموی تقلبی،کاه را آب میکنندووقتی آب زرد رنگی درست شد به آن اسید خاصی اضافه کرده بجای آب لیمو به خورد مردم میدهند!!ولی راجع به ماست گوسفند چیزی نمی دانستم.دوستم محمد می گفت پارسال برای خرید ماست گوسفند به روستای کوچکی رفته بودم از پیر زن روستایی درخواست ماست کردم او ظرف ماستی را آورد ،وقتی پولش را خواستم بدهم دیدم دوبرابر قیمت واقعی ازمن پول می خواهد علت گرانی را پرسیدم ،پیرزن گفت این ماست اصل است اگر تقلبی آن را می خواهی سر همین کوچه دارند!!پرسیدم مگر تقلبی هم دارد؟پیرزن جواب داد بله ،کنجکاو شدم پرسیدم چطور ماست تقلبی گوسفند را درست می کنند؟پیر زن گفت ببین پسرم الان واین موقع سال گوسفند شیر ده کم است ولی شیر گاو فراوان است بعضی مردم برای اینکه امرار معاش کنند تقلب می کنند .پرسیدم چگونه ؟پیرزن روستایی گفت ساده است پشکل تازه همیشه هست ،آنرا قاطی شیر میکنند وبعد از اینکه شیر گاو بوی گوسفند گرفت آنرا ماست می بندند.من از شما می پرسم آیا این کار آن روستایی جفا در حق مردم نیست؟
دیروز رفته بودیم اردو، جای دوستان سبز ،خیلی خوش گذشت حاجی کاظم وحاجی جوادخاطرات شیرینی را تعریف کردندوکلی دوستان خندیدندوماهم لذت بردیم بعد از نهار فکر آقا کتی افتادم مقداری از غذاهای اضافه را داخل کیسه ای ریختم وداشتم سرکیسه را می بستم عباس نامردی کرد ومقداری ترشی های اضافه را داخل کیسه ریخت من دیگر آن کیسه را برای آقا کتی برنداشتم چون میدانستم از ترشی خوشش نمی آید.آیا عباس در حق کتی جفا نکرد؟
خودتان ببینید و قضاوت کنید آیا باز هم رغبت به خرید جنس چینی می کنید یا نه ؟؟؟؟
کارخانه دستمال کاغذی
نشانه های افسردگی وتست آن
اگر فکر میکنید که مشکلی یکی از آشنایان دارد
ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید![]()
![]()
گفتگوی آرایشگر ومشتری آرایشگاه
صفحه بعد را نگاه میکنید؟![]()
توخیابان
رانندگی میکنی
آیا رعایت مردم را میکنی؟
یا
بیخیال میرونی؟
سرچهار راه که میرسی
اگر می خواهی مستقیم بروی
هی
نکش بطرف راست جاده
چون خلوت تره !!
زیرا
وقتی پشت چراغ قرمز
رسیدی مجبوری بایستی
وآنوقت آنهایی که می خواهند
سمت
راست بروند مجبورند
پشت سر تو توقف کنند .
اینجاست
که تو در حق جد و آبادت جفا میکنی !!
جفا در حق مردم که جای خود دارد !
50
مزیت برای اینکه به مرد بودنت افتخار کنی!
پنجاه مزیت مرد بودن که خانوما حسرتش رو میخورند !
لطفا به ادامه مطلب بروید
سری به غرفه بزنید ومعلومات را اضافه کنید
بد نیست جهت بالا رفتن اطلاعات عمومی
به صفحه بعد بروید
|
|
| |
|
انگور بهترین میوه برای کاهش وزن افراد چاق است | ||
به ادامه مطلب بروید
کارت پست بانک را داشتم وقرار بود مبلغی بگیرم
وبه حساب بانک ملت بریزم مراحل را طی کردم ومبلغ مورد نظر
را زدم عابر بانک سریع جواب داد عدم پاسخگویی بانک و دوباره ازم پرسید
فرمان دیگری دارید باز پول را درخواست کردم این دفعه نوشت پاسخ به درخواست شما
مقدور نیست پیش خودم گفتم لعنت به پست بانک .کارتم را برداشتم وبه
بانک سپه که در چند قدمی بود رفتم واز عابر بانکش فورا پول
را گرفتم .آنوقت فهمیدم که چقدر عابر بانک ملت
نامرده که برای نپرداختن پول مرتب دروغ
به مردم قالب میکنه وآنجا بود که گفتم لعنت بر بانک ملت که هم نامرده وهم دروغگو !!
آیا بانک ملت در حق کارتهای شتاب دیگر بانکها جفا نمی کند؟
ساعتهاپشت کامپیوتر نشستی
وکلی عکس را آپلود کردی
داخل پست گذاشتی
می خواهی سیو کنی
یک مرتبه برق قطع میشه
وکلی وقتت تلف شده بدون
اینکه یک ذره نتیجه گرفته باشی
آیا جفا در حقت نشده؟
سالها پیش سمنان دانشجو بودیم یکی از روزهای تعطیل همراه
با دو دانشجوی دیگر رحمان مکی و علی رضایی تصمیم گرفتیم
به آب گرم سمنان برویم و ازخانه بیرون زدیم .حقیقت این است
هیچکدام از ما آدرس آب گرم را نمی دانستیم!
فقط من چندین بار اسم آب گرم
را در تابلوی راه آهن دیده بودم
به هم کلاسی ها گفتم بیایید با قطار برویم
وتصمیم گرفتیم بلیط هم نگیریم چون آب گرمی که
در تابلو ایستگاه نوشته شده بود اولین ایستگاه بعداز سمنان
بود.به ایستگاه قطاررسیدیم ومدتی صبر کردیم تا قطار رسید.
سوار قطار شدیم قطار حرکت کرد ده دقیقه نگذشته بود که برای
کنترل بلیط آمدند واز ما بلیط خواستند ما طبق نقشه خودمان به رییس قطار
گفتییم ما مسافر تهران سمنان بودیم واشتباها در سمنان پیاده نشدیم
وایستگاه بعدی پیاده میشویم رییس قطار هم باور کرد ویک مامور
پهلوی ما گذاشت تا ما را درایستگاه پیاده کند نگو که توقف
در ایستگاه مورد نظر ما برای قطار مقدور نبود.
چند دقیقه ای نگذشته بود که قطار ایستاد
ومامور قطار سریع ما را پیاده کرد
وفورادرب را بست و قطار حرکت کرد
ورفت وقتی قطار دور می شد ما خوشحال
بودیم که بابت بلیط پولی ندادیم به دور وبر خود نگاه
کردیم جز بیابان چیزی نمی دیدیم فقط یک ساختمان
کوچکی در کنار راه آهن بود.به آنجا رفتیم مردی از ساختمان
بیرون آمد وگفت چه کار دارید؟ ما از او پرسیدیم ببخشید آب گرم
کجاست ؟مرد با خونسردی اشاره به آب باران که کنار ریل
جمع شده بود کرد وگفت این آب گرم! بعد گفت کدام
آب گرم؟ما توضیح دادیم .آنوقت آن مرد گفت
شما اشتباه آمدید وآب گرم ومعدنی سمنان
در طرف دیگر سمنان قرار دارد!
خیلی بهت زده شدیم وراه بر گشت از ایستگاه
آب گرم به شهر را از او خواستیم آن مرد گفت
دو راه دارید یا اینجا منتظر بمانید تا قطار مشهد سمنان
بیاید که ساعت ۲ بعد از نصف شب می آید یا این که پیاده ۱۵
کیلومتر بروید تا به پایگاه نیروی هوایی برسید .ما پیشنهاد
دوم را انتخاب کردیم وبدین سان به طرف پادگان
نیروی هوایی راه افتادیم اگرچه آنجا هم ماشینی
به شهر نمی رفت ومجبور شدیم چندین
کیلومتر دیگر پیاده برویم تا بالاخره
نزدیکیهای شهر یک ماشین
ارتشی رسید و ما
را به شهر رساند.
آیا جفا در این خاطره وجود داشت؟
اواخر شب وخیلی دیر وقت وقتی که تازه خوابیده بودم صدای زنگ تلفن مرا
از خواب بیدار کرد پیش خودم گفتم کدام خری الان زنگ میزنه؟همسرم
گوشی را برداشت گفت دوستت زنگ زده شماره تلفن یکی از آشنایان را
می خواد توی خواب وبیداری شماره را گفتم ودوباره با هزار زحمت خوابیدم
آیا دوست من جفا در حق من نکرده؟
امروز وقتی یکی از وبلاگها را نگاه میکردم عکسی دیدم که هم
دلخراش بود هم دلسوزانه ای کاش اونو برداشته بودم وبراتون
نمایش میدادم راستش اسم آن وبلاگ را گم کردم راستی راستی
مرا غمگین کرد نکند روزی ما هم مثل آنها شویم؟
طبیعت چقدر جفا در حق موجودات میکند
می دانیم یکی از بیماریهای خاموش وکشنده مرض قند یا دیابت است
وطبق آمار یزد دومین شهر دنیاست که بیشترین فراوانی دیابت را دارد.
چه خوب است قبل از اینکه دچار این بیماری مهلک شویم
به فکر پیش گیری آن باشیم اگرچه مسائل گوناگونی عامل
این بیماری هستندولیکن عادات غلط غذایی خوردن شیرینیهای یزد هم
می تواندکمک به گرفتن این بیماری بنماید.من اگر یک بار دیگرجوان میشدم
وصاحب فرزندی بودم یک گرم شکر داخل شیر خشک
وآب داغ وغیرو نمی کردم وبه او نمی دادم واصولا طوری
او را پرورش میدادم که هرگز قندوشکر وشیرینی ها را نخورد
وبجای آن از قند وشیره خرما وشیره انگور استفاده میکردم
تا اوهم عادت به این مواد شیرینی کند والان به جرات میگویم
گذشتگان ما(که خدا همه اشان را بیامرزد)جفا در حق ما کردند
که تا دلمان درد گرفت آب جوش ونبات دادند تاسردرد گرفتیم
گفتند سردیت کرده آب جوش ونبات دادند تا از خواب بیدار
شدیم آب جوش ونبات دادندو.... بدین سان در معرض دیابت
وگاهی خود دیابت قرار گرفتیم.
دیشب رفتم پارک تا قدمی بزنم و نگذارم دوباره رگهای قلبم تنگ شود.
مردم زیاد آمده بودند وهر کس مشغول کاری بود خنده وحرف زدن
وپیاده روی مردم وسروصدای بچه های کوچک مرا شاد میکرد
ولی یک صحنه مرا غم زده کرد.پیش خود گفتم چرا دود ؟
جوانی شاید ۱۶ساله گوشه ای از پارک نشسته
ومرتب به قلیان پک میزد وچنان دود میکرد گویی از دودکش کوره آجرپزی
دود بیرون می آید آیا این جوان درحق خود وخانواده واجتماع
در پارک جفا نمیکند؟
برکسی پوشیده نیست کسانی که مرغداری میزنند وکار پرورش مرغ
انجام می دهند نا خواسته کمکی هم به جمع بشری از نظر تغذیه میکنند
اعتقادمن بر این است ای کاش کمک نمی کردند و ای کاش مرغداری نوین
هرگز درست نمی شد چرا؟ آنها علاوه بر اینکه جفا در حق این حیوانات می کنند
و۲ بار در شبانه روز از آنها تخم مرغ می کشند با خوراندن داروهای هورمونی
سریع چاقشان کرده تا به خورد مردم دهند وپول هنگفتی را به جیب بزنند
واز نظارت بهداشتی ها هم خبری نیست واگر هم باشد برای کمتر دادن
هورمون است نه ندادن آن!!! آیا مرغداران در حق همه انسانهای مرغ خور
جفا نمی کنند.
دور از جان شما
بعضی خیلی بی شعور هستند وپدر ومادر آنها بی شعورتر چرا؟
ماشین را دست یک نادان می دهند او هم دور از پدر ومادر چنان
جولان میدهد که نگو!!نیم ساعت پیش یکی از این احمق های
بی پدر مادر توی خیابان فرعی چنان پیچید که صدای ترمزش
۳تا کوچه آنطرف تر شنیده میشد وبوی لاستیکش تا ۱۰۰متری
به مشام میرسیدو دود ناشی از کشیده شدن لاستیک به
آسفات همه خیابان را پر کرد کار این نادان از جفا گذشته!!!!
لابد برای شما هم پیش آمده ساعت ۳بعداز ظهر از جایی به طرف
خانه می روید سعی دارید در کنار دیوار حرکت کنید تا کمتر در
معرض تابش آفتاب باشید متاسفانه در مسیر ودر پیاده رو اکثرا
ماشین پارک شده ودیگر آدم پیاده نمی تواند گذر کند وهیچ
پلیسی هم به آن خیابانها نمی رود تا ماشینهای پارک شده
در پیاده رو را جریمه کندآیا راننده ای که ماشین را در پیاده رو
پارک میکند جفا در حق عابر پیاده نمی کند؟
قدیم ها وقتی ماشین خریده بودم خیابانها خلوت وآرام بود یادم هست
۱۶سال یک ماشین سوار شدم ۲بار پنجر نکرد نمی دانم لاستیکها
بهتر بود یا اینکه مردم کمتر میخ ووسایل برنده کف خیابانها
می ریختندالان دو سال است ماشین عوض کردم ۶بار پنجر شده
لاستیک خارجی هم گفتند خوب است ولاستیک خارجی
انداختم زیر ماشین!نمیدانم چرا؟خدا خیر مردم بدهد که هرچه
پیچ خراب و میخ دم دستشان میاد میریزندتو خیابان آیا
این هم جفا درحق هم نوع نیست؟
تمام چسب زخم هایت
راهم که بخرم نه زخمهای
من خوب می شود
........نه زخمهای تو
چه کسی مسبب جفا در حق این کودک است؟
امروز رفتم داروخانه برای یکی ازآشنایان
داروی زولپیدم و سرترالین که هر دو
داروی اعصاب است بگیرم .با اینکه ![]()
دفترچه بیمه داشتم هیچکدام را
بیمه حساب نشد وآزاد پرداخت کردم
مگر این دارو لوکس است ؟تقویتی
یا مواد آرایشی است ؟که باید آزاد تهیه کرد؟
می دانم خیلی داروهای
دیگر هم همین وضع را دارد ! بیچاره مردم!!
آیا بیمه خدمات درمانی جفا درحق مردم نمی کند؟
وبلاگ نویس قهار و جوان خوش تیپ
به ادامه مطلب بروید
کتی گربه ای مهربان ولی فوق العاده خنگ است
ودوست داشتنی ! با گربه همسایه مرتب
دعوا میکند وآنقدر داد میزند که اغلب همسایه ها
از دستش بیدار میشوند.اغلب اوقات کتک خورده
وبا بدن آش ولاش به خانه می آیدواصلا کسی را
نگاه نمی کند گویی قهر کرده .دوستش دارم
گربه ها حیوانات زیبایی هستند ما نباید آنها را اذیت کنیم
اگر چیزی بهشون نمیدیم لا اقل سنگ ولگد هم بهشون نزنیم!
چون کسرت این حیوان در آینده ممکن است مشکلاتی را برای بشر بوجود بیاورد
وانسان ممکن است برای کنترل تعدادگربه ها آنها را به طرق مختلف نابود کند !
لذا باید برای کنترل جمعیت آنها (تنظیم خانواده ) بعضی از آنها را عقیم کنیم!!
مغزی آن را در می آوری وبا آن موتور با سرعت زیاد
توی خیابان جولان میدهی وصدای غرش هواپیما
سر میدهی جفا به دیگران نیست؟
مردان قبليه سرخ پوست از رييس جديد مي پرسن: «آيا زمستان سختي در پيش است؟»
رييس جوان قبيله که هيچ تجربه اي در اين زمينه نداشت، جواب ميده «بريد هيزم تهيه کنيد» بعد ميره به سازمان هواشناسي کشور زنگ ميزنه: «آقا امسال زمستون سردي در پيشه؟»
پاسخ: «اينطور به نظر مياد»، پس رييس به مردان قبيله دستور ميده که بيشتر هيزم جمع کنند و براي اينکه مطمئن بشه يه بار ديگه به سازمان هواشناسي زنگ ميزنه: «شما نظر قبلي تون رو تاييد مي کنيد؟»
پاسخ: «صد در صد»، رييس به همه افراد قبيله دستور ميده که تمام توانشون رو براي جمع آوري هيزم بيشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسي زنگ ميزنه: «آقا شما مطمئنيد که امسال زمستان سردي در پيشه؟»
پاسخ: بگذار اينطوري بگم؛ سردترين زمستان در تاريخ معاصر!!!
رييس: «از کجا مي دونيد؟»
پاسخ: «چون سرخ پوست ها ديوانه وار دارن هيزم جمع مي کنن»
وقتی نیمه شب از خواب بیدار میشوی وحس میکنی
نفست تنگ شده به آشپزخانه سرمیزنی می بینی گاز
خاموشه یک سری میآیی توی حیاط خانه بوی لاستیک
سوخته را حس میکنی متوجه می شوی بوی آلودگی
هوا اینجوری بد خوابت کرده این جفا نیست؟
چه کسی مسبب این معظل است؟وقتی رفتگر محل
زباله ها را می سوزونه وقتی کارخانه های اطراف شهر
دود خودشون را روانه شهر میکنند وقتی ماشینها
سوختشون را تنظیم نمی کنند وقتی صدها عامل دیگر
این نا بسامانیها را پیش می آورند!
آیا جفا نیست؟ چرا درحق دیگران چنین می کنید گیرم
خودتان را دوست ندارید دیگران چه گناهی کرده اند که
باید پاسوز شما گردند؟
وقتی ساعت ۱بامداد با سرو صدای چند تا جوان درحال نزاع
بیدار می شوی وبه کلانتری محل زنگ میزنی آنوقت آنها
آدرس را میگیرند و تا ۱ ساعت بعد نمی آیند آیا جفا نیست؟
جوانی که معلوم است مواد روانگردان مصرف کرده!!
اواخر شب وقتی خسته از کارهای روزانه قصد استراحت میکنی
هنوز چند دقیقه ای از پلک به هم گذاشتنت نگذشته صدای مهیب
ترمز ماشینی ترا از رختخواب جا کن میکنه واین صدا حاصل کار
یک جوان نا اهل است!آیا جفا نیست؟
وقتی فرزند بیمار وتب دارت را که تا دیر وقت بیدار بوده وهمه را اذیت کرده
با داروی تب بر وآرام بخش خوابش کردی با صدای بلندگوی
مسجد محله دوباره بیدار میشه آیا جفا نیست؟
چرا صدای بلند گو را اینهمه زیاد کنیم تا همگان را بیدار کند وبیازارد؟
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ