وقتی ناصر الدین شاه دستگاه تلگراف را به ایران آورد و در تهران نخستین تلگرافخانه افتتاح شد. مردم به این دستگاه تازه بی اعتماد بودند، برای همین، سلطان صاحبقران اجازه داد که مردم یکی-دو روزی پیام های خود را رایگان به شهر های دیگر بفرستند. وزیر تلگراف استدلال کرده بود که ایرانی ها ضرب المثلی دارند که می گوید "مفت باشد. کوفت باشد".یعنی هر چه که مفت باشد مردم از آن استقبال می کنند. همین طور هم شد.مردم کم کم و با ترس برای فرستادن پیام هایشان راهی تلگرافخانه شدند. دولت وقت، چند روزی را به این منوال گذراند و وقتی که تلگرافخانه جا افتاد ودیگر کسی تلگرافخانه را به شعبده و جادو مرتبط نکرد مخبر الدوله دستور داد بر سردر تلگرافخانه نوشتند:"از امروز حرف مفت قبول نمی شود."
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید..
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.
مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".


ماها عصبانی نمیشیم ، خودمونو عصبانی "می کنیم"
واس همینه که جلو مهمون چیزی به بچه نمیگیم ولی وقتی کسی نیست خوب می زنیم توسرش
چون یاد گرفتیم اگه عصبانی بشیم کارمون راه میفته خب بچه هم همینو یاد میگیره بعد تازه گلایه هم داریم چرا بچم عصبانیه !
عصبانیا یه طرز فکر دارن که تا یه عملی دیدن باید عکس العملی نشون بدن
این طرز فکر(8 مرحله) طوری تو مغز ما شکل گرفته که :
1) من به هدفهام و به آرزوهام و به خواسته هام نرسیدم : خب نرسیدی که نرسیدی خدا هم ۱۲۴هزار پیغمبر فرستاد ، بهشت و جهنم درست کرد یه دونه آدم درست و درمون از توش در نیومد ولی برای آدمای عصبانی مهمه میگن چرا "من" نرسیدم؟ ، چرا تلفن نکرد؟ ، چرا این کار رو کرد؟ چرا حرف نزد؟ چرا کم حرف زد؟!
2) تو به حریم و حقوق من تجاوز کردی: یعنی افتاد گردن تو ، تو باعث این بدبختیا هستی ، تو گفتی اینجا سرمایه گذاری کنیم زدی بدبختمون کردی یعنی من اصلا مسئولیتی ندارم
3) "تو" موجب و علت و سببی تو اگر با بچه من حرف نزده بودی معتاد نمی شد یعنی علت تویی
4) تو متفاوت عمل نکردی تو بد عمل کردی یعنی کار تو بده کار من خوبه
5) نه تو کار بدی نکردی تو آدم بدی هستی یعنی حالا رفتار شد هویت شخصی تو هزار تا راس گفتی هیچی یه بار دروغ گفتی دروغگو شدی ! تو کار احمقانه نکردی تو آدم احمقی هستی
6) آدم بد باید مجازات بشه
7) من حق دارم تو رو مجازات کنم چون تو به من بدی کردی
8) و مرحله آخر می زنم تو سرت و من تو رو مجازات میکنم و عصبانی میشم وفحش میدم و...
این 8 مرحله تو مغز آدم عصبانی جا افتاده و قبولشون داره و بر مبنای اینا عمل میکنه
هرکجای این 8 مرحله بایستید دیگه عصبانی نمیشید
از سی دی دکتر هلاکویی
مشتری: این کت چنده؟
فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان
مشتری: وای! اون یکی چنده؟
فروشنده: وای وای
امروز طبق عادت هر جمعه برای صحرا نوردی به همراه راک و۲نفر دیگر از اعضای خانواده به صحرا رفتیم وداشت خوش میگذشت.در بین راه صحبت از هرچیزی شد.راجع به شت برگر یکی صحبت کرد ومن اصلا باورم نشده بود که اینطور چیزی هم باشد!!تا اینکه الان در گوگل سرچ کردم و حالا میدانم چه چیز بدی است! از حرف اصلی دور نشوم.در برگشت از صحرا صحبتها تمام شده بود وما نزدیکیهای ماشین بودیم وراک هم طبق معمول در چندین متری ما راه میرفت تا اینکه متوجه شدیم در حال خوردن یک چیزی هست! وقتی نزدیک شدیم حالمان را به هم زد وآنقدر دل به هم زن بود که دادم در آمد وآنقدر خنده ودل به هم خوردگی ما قاطی شده بود که صدا در بیابان می پیچید و همه خنده از روی حرص میکردیم وکاری هم از دستمان بر نمی آمد!بیچاره راک توسط صاحبش کتک خورد ولی او متوجه کار بد خودش نبود! .چون نمیخواهم حال شما هم به هم بخورد اسم آنرا نمینویسم فقط بطور سربسته میگویم که این ماده ای که راک در حال خوردنش بود همان شت برگر فرآوری نشده بود!بدین ترتیب راک هم حالمان را گرفت و در حق ما جفا کرد.
اگر خسته اید ولی گوشهایتان تاب گوش کردن دارد!
اگر به کتاب علاقه دارید ولی فرصت خواندن را ندارید!
اگر اهل مطالعه بودید وچشمهایتان فعلا یاریتان نمیکنند!
میتوانید کتابها را بصورت صوتی دانلود کنید و گوش کنید!
لطفا کلیک کنید: کتابها را نخوانید! فقط گوش کنید.

محصولاتی مانند سركه و جوششیرین را كه اغلب مورد استفاده هستند، تهیه كرده و دقت كنید كیفیت بالایی داشته باشند.
تركیب خودسرانه مواد ناشناخته ممكن است اثرات خطرناكی داشته باشد. برای اطمینان، مواد را ابتدا روی یك سطح كوچك كه در معرض دید نیست، امتحان كنید.
تمیز كردن آشپزخانه و وسایل آن :
برای داشتن آشپزخانهای براق ، یك قاشق چایخوری بوراكس (بوره) ، نصف قاشق چایخوری سود رختشویی (قلیاب) ، دو قاشق غذاخوری سركه یا آبلیمو ، نصف قاشقچایخوری روغن مایع گیاهی مورد استفاده در صابون و دو پیمانه آب داغ را داخل قوطی اسپری ریخته، قبل از استفاده خوب هم بزنید.
بدون استفاده از پودرهای ساینده شیمیایی با استفاده از یك قاشق چایخوری بوراكس و چهار قاشق چایخوری جوششیرین ، آلودگیها و دوده را برطرف كنید.
راههای آب را بدون ریختن مواد خطرناك، با تركیب 225 گرم نمك و 115 گرم جوششیرین و به دنبال آن با یك كتری آبجوش باز كنید. اگر راهآب خیلی گرفته باشد، بهتر است از دو قاشق غذاخوری نمك سود سوزآور استفاده كنید، آن را در یك لیتر آب داغ حل نمایید و در جای مورد نظر بریزید، بعد از 10 دقیقه با آب داغ بشویید.
تمیز كردن گاز همیشه جزو سختترین كارهاست. كافیست یك ظرف كوچك از جوش شیرین را با 4/1 پیمانه سود رختشویی (قلیاب) تركیب و سپس خوب آبكشی نمایید. (خانهتكانی را از آشپزخانه شروع كنید)
تمیز كردن حمام :
برای این منظور، از همان دستور آشپزخانه استفاده کنید.
در مورد سطوح پلاستیكی یا فایبرگلاس، سركه سفید را داخل یك تابه حرارت دهید نه در حدی كه بجوشد بعد به دقت داخل اسپری بریزید و آرام روی سطح مورد نظر بپاشید. یكربع صبر كنید سپس مجددا با سركه تمیز و آبكشی كنید.
در مورد سطوح چینی، زاج سفید را با آب مخلوط كنید.
در مورد سطوح لكهدار، زاج سفید را با به جای آب با آبلیمو مخلوط و استفاده نمایید.
كاشیها و دوغابها با دو پیمانه جوش شیرین، یك پیمانه بوراكس ، یك پیمانه آب و یك فرچه یا مسواك كهنه براق میشوند.
برای خلاص شدن از آهك بسته شده روی شیرآلات، یك نایلون را از سركه تمیز پر كنید و یك شب بالای دوش یا شیر آب آویزان كنید، صبح روز بعد با استفاده از یك برس آن را تمیز كنید.
كپكها را با استفاده از اسپری حاوی یك قاشق چایخوری بوراكس، سه قاشق چایخوری سركه و دو فنجان آبداغ پاك كنید.
برای داخل توالت كافیست یك پیمانه بوراكس ریخته، روز بعد سیفون را بكشید.
تمیز كردن اتاقنشیمن :
با استفاده از خوشبو كنندههای دستساز یعنی یك قاشق چایخوری آبلیمو، یك قاشق چایخوری جوششیرین و دو پیمانه آبداغ كه داخل اسپری میریزید، از بوهای بد مثل بوی پا خلاص شوید.
برای تمیز كردن فرش، 4/1 پیمانه روغن گیاهی مورد استفاده در صابون را با سه قاشق غذاخوری آب تركیب كنید، تا زمان كف كردن بزنید و به عنوان تمیزكننده فرش از آن استفاده كنید.
برای تمیز كردن سطوح چوبی، با 4/1 پیمانه روغن زیتون و 4/1 پیمانه سركه، یك پلیش ضدغبار بسازید.
در مورد شیشهها و آینهها میتوانید از یك پیمانه سركه و 7 پیمانه آب استفاده كنید. از یك روزنامه برای برطرف كردن لكهها استفاده نمایید.
باز هم تاکید میکنیم که تركیب خودسرانه مواد ناشناخته ممكن است اثرات خطرناكی داشته باشد.

میگه: اااالو, اااوورژانس, این هههمممسایمون مممرده یه آمبولانس بفرستین.
اورژانس میگه آدرستون؟
یارو تا میاد آ درسو بگه زبونش بند میاد میگه ظظظظظ....
اورژانس میگه ظفر منظورتونه؟
میگه:ننننه
اورژانس فکر میکنه سرکاریه قطع مکنه.
2 هفته بعد همین اتفاق میوفته. باز هم اورژانس میگه آدرستون؟
باز زبون یارو بند میاد میگه: ظظظظظ....
اورژانس میپرسه ظفر منظورته؟میگه: نننننه
باز اورژانس فکر میکنه سرکاریه قطع مکنه.
۱ ماه میگذره, باز طرف زنگ میزنه میگه ااااوووورژانس؟
این هههمممسایمون ممممرده ممححححلمون بوگگگگرفته یه آمبولانس بفرستین.
اورژانس میگه آدرستون؟
باز زبون یارو بند میاد میگه: ظظظظظ....
از اون ور میگه آقا منظورت ظفره؟
طرف میگه ااااره! ککککشوندم اااوردمش ظظظظفر بیا ببببرش.
گاهی وقت ها از نردبان بالا میرویم تا دست های خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که ما نیفتیم .
هر وقت به یک مشکل بزرگ برخورد کردی ، نگو چه مشکل بزرگی دارم بگو : مشکل ، من خدای بزرگی دارم .
یک دوست شوخ تمام نگرانی و گرفتاری های زندگی را از بین می برد .
همیشه به کسی تکیه کن که اون به کسی تکیه نکرده باشه و اون کسی نیست جز خدا.
آنگاه که دیگر هیچ چیز برای بخشیدن نداری ، قوت قلب ببخش .
قانون یكم: به شما جسمی داده میشود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست.
قانون دوم: با دوستانی مواجه میشوید، در مدرسهای غیر رسمی، و تمام وقت نامنویسی كردهاید كه "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درسها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، باید به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرحریزی كنید.
قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد یک فرآیند آزمایشی است، یك سلسله دادرسی، خطا و پیروزیهای گهگاهی، آزمایشهای ناكام نیز به همان اندازه آزمایشهای موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.
قانون چهارم: درس آنقدر تكرار میشود تا آموخته شود. درسها در اشكال مختلف آنقدر تكرار میشوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید میتوانید درس بعدی را شروع كنید.
قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست كه درسی نباشد. اگر زنده هستید درسهایتان را نیز باید بیاموزید.
قانون ششم: جایی بهتر از اینجا و اكنون نیست. وقتی "آنجای" شما یك "اینجا" میشود به "آنجایی" میرسید كه به نظر از "اینجای" فعلیتان بهتر است.
قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمیتوانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنكه منعكس كننده چیزی باشد كه درباره خودتان میپسندید یا از آن بدتان میآید.
قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی كردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این كه با آنها چه میكنید، بستگی به خودتان دارد.
قانون نهم: جوابهایتان در وجود خودتان است. تنها كاری كه باید بكنید این است كه نگاه كنید، گوش بدهید و اعتماد كنید
قانون دهم: تمام اینها را در بدو تولد فراموش کرده اید. اگر مشكلات دانستنیهای درون را از میان بردارید، همه اینها را به خاطر خواهید آورد
میخواهم بگویم ......فقر همه جا سرک میکشد .......فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست ....... فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ......فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...... فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند ..... فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....فقر ، همه جا سرک میکشد ........ فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست ......... فقر ، روز را "بی اندیشه" سر کردن است
دکتر شریعتی
مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:
"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ﹾ ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ ۳۷ هستید.
مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.
مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟
مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟
مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند
ضرب المثل شتر را گم کرده پی افسارش میگرده را شنیده اید؟ ما افسارو پیدا کرده ایم ویادمان از شتر نیست؟ این جفا نیست؟
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر همسرم را می شنوم این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند
خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه ای دارم
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کنداین یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم
وبلاخره
خدا را شکر که هنوز بلاگرهایی هستند که مطالب وبلاگشون را آزاد میگذارندتا دیگران کپی کنند ومسبب دعاگویی وخدا بیامرزی برای پدر ومادر ورفتگانشان را فراهم میکنند
خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر
روزی روزگاری سنگ شکن فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده می گذرانید.روزی با خود گفت:"آه!اگر می توانستم ثروتمند شوم،آن وقت می توانستم استراحت کنم." فرشته ای در آسمان پرسه می زد. صدایش را شنید و به او گفت:" آرزویت اجابت باد"همین طور هم شد. سنگ شکن فقیر ناگهان خود را در قصری زیبا یافت که تعداد زیادی خدمتکار به اوخدمت می کردند. حالا می توانست هرچقدر که می خواست استراحت کند. اما روزی آمد که سنگ شکن به این فکر افتاد که تا نگاهی به آسمان بیندازد. آن وقت چیزی را دید که هرگزبه عمرش ندیده بود:خورشید را! آهی کشید و گفت:"آه!اگر می توانستم خورشید شوم، دیگر این همه خدمتکار موی دماغم نبودند!" این بار هم فرشته ی مهربان خواست او را خوشحال کند. به او گفت:"خواسته ات اجابت باد!"اما وقتی آن مرد خورشید شد، ابری از برابر او گذشت و درخشش او را تیره و تار کرد. با خود فکر کرد:" ای کاش ابر بودم! ابر از خورشید هم نیرومندتر است!"اما این خواسته اش هم که اجابت شد، باد وزید و ابر را در آسمان پراکند."دلم می خواهد باد باشم که هر چیزی را با خود می برد." فرشته با کمال میل خواسته اش را اجابت کرد. اما به باد بی پروا و خشمگین که تبدیل شد، به کوه برخورد که در مقابل باد هم تکان نخورد. کوه که شد، متوجه شد که کسی با کلنگ پایه اش را خرد می کند. گفت:" کاش می توانستم آن کسی باشم که کوه ها را خرد می کند."
فرشته برای آخرین بار خواسته اش را اجابت کرد. چنین شد که سنگ شکن دوباره خود را کنار جاده و در همان قالب پیشین کارگر ساده ای که بود ، یافت و دیگر پس از آن زبان به شکوه نگشود.

جوش شيرين ميتواند يك زيباكننده پوست و مو نيز باشد.فقط كافي است كمي جوششيرين در منزل داشته باشيد تا بتوانيد خيلي از محصولات زيبايي را به راحتي در منزل تهيه كنيد...
جوش شیرین را امتحان کنید



انسانها به جز کودکِ درون یک عدد خر درون هم دارند !
که گاهی زمام امور را به دست میگیرد !

در نگاه اول شايد اين عدد ۶۸ ثانيه خيلي كم و ناچيز به نظر برسد.۶۸ ثانيه يعني فقط يك دقيقه و هشت ثانيه و بسياري از افراد مي گويند كه تمركز به مدت ۶۸ ثانيه هيچ كاري ندارد!؟

روزها برای اینکه بدنگذرد به مغازه علی میرفتم ویک ساعتی باهم از گذشته وحال وآینده حرف میزدیم.وباز برای اینکه حرفها تکراری نشود وبلاگ نویسی را یاد علی دادم ورمز وبلاگش را داشتم وگاهی در خانه مطلبی اگر پیدا میکردم وزیاد به درد نمیخورد در وبلاگ او قرار میدادم وکلی میخندیدم وحال میکردم متاسفانه امروز متوجه شدم که رمزش را عوض کرده وخلاصه اینکه دسترسی به وبش برایم غیر ممکن!علی جان با این کارش جفا در حق من کرد ودیگر این خوشی را از من گرفت!

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !
عنوان مطلب توسط یک نفر درگوگل سرچ شده وبه سراغ وب جفاها آمده بود.راستش من یادم نمی آید راجع به جن چیزی نوشته باشم.برخود دانستم که راجع به جن بگویم که عزیزان من جن اصلا وجود ندارد وخرافه ای بیش نیست. هرگز ازجن نترسید وفکرش را هم نکنید .هنوز فال گیرها ورمالهایی هستند که در این مورد کتاب باز میکنند وپولهای هنگفتی را از مردم میگیرند.شما در این راه هرگز پول خرج نکنید واگر پولتان زیادی کرده بدهید به من تا برایتان خرج کنم وبدانید که رمالها وفال گیرها همگی دروغگو وجفا کارند.ازگوگل هم باید گله کرد که بر ما جفا میکند ومردم را سر گردان!
پدر داشت روزنامه میخواند ؛پسر که حوصله اش سر رفته بود ،
پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم ...
پدر که بی حوصله بود ، یک قسمت از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود،
تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت : برو درستش کن .
پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد
پدر دید که پسرش نقشه جهان رو کاملا درست جمع کرده ...!!
از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی ؟
پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم .
وقتی آدم ها درست بشن ، دنیا هم درست میشه ... !

در دعوا همیشه خونسردی خود را حفظ کنید!ودست به کارهای خطرناک نزنید!

سال هاست که نسل جدید باطری های لیتیومی جایگزین باطری های نیکلی شده است؛ این جایگزینی شبهات بسیاری را برای کاربران جهت نگهداری از باطری دستگاهشان به وجود آورده و این شبهات و نگرانی ها با توجه به تفاوت های این دو نسل باطری چندان بی راه نمی باشد. در این نوشته سعی داریم با مطرح کردن روش هایی، باطری دستگاه خود را سالم تر نگه داریم. پس ادامه مطلب را از دست ندهید.

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.
اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.
هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی داني.
یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.
هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.
از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.
در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.
وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: "برای چه می خواهید بدانید؟"
هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.
وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.
هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.
شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.
سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "
هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.
چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.
هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.
در حمام آواز بخوان.
در روز تولدت درختی بکار.
طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.
بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.
فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.
ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.
هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.
فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.
از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.
فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد.
جمعيت زياد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشهاي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستی زيباترين قلبي است كه تاكنون ديدهاند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت.
ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست. مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام ميتپيد اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكههايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستی جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشههايی دندانه دندانه درآن ديده ميشد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكهاي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود ميگفتند كه چطور او ادعا ميكند كه زيباترين قلب را دارد؟
مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي ميكني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .
پير مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر ميرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نميكنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او دادهام، من بخشي از قلبم را جدا كردهام و به او بخشيدهام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكهي بخشيده شده قرار دادهام؛ اما چون اين دو عين هم نبودهاند گوشههايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيدهام اما آنها چيزی از قلبشان را به من ندادهاند، اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآور هستند اما يادآور عشقي هستند كه داشتهام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعهای كه من در انتظارش بودهام پركنند، پس حالا ميبيني كه زيبايي واقعي چيست؟
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونههايش سرازير ميشد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهای بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشهاي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود...

مهمترين علت سياهي دور چشم جنبه ارثي بودن آن است .افرادي كه سياهي دور چشم آنها جنبه ارثي دارد ممكن است با عواملي مانند خشكي پوست، انواع اگزماي دور چشم، بعضي انواع كم خوني ها، خستگي، بي خوابي و استرس تشديد شود. با توجه به ارثي بودن ، تغذيه در آن تاثيرگذار نيست ولي اگر فرد كمبود تغذيه اي و كمبود مواد غذايي داشته باشد كه منجر به كم خوني شود، باعث تشديد سياهي دور چشم مي شود. محصولات و كرمهاي رفع سياهي دور چشم تا حدي در بهبود سياهي موثر هستند ولي به طور كامل درمان نمي شود و درمانهاي خانگي، سياهي دور چشم را به صورت موقت برطرف مي كند..
درمانهای خانگی عبارتند:

بعد از سالها زحمت وکوشش،بعداز همه رنجها ،وبعداز بیماری های سرسخت ،دل به این خوش داشتیم که ساعتی از روز را در یاهومیل وجی میل بگردیم ومطلبی از دوستانمان بخوانیم وچند روز باقیمانده عمر را سرگرم باشیم تا زخمهای زندگی بیشتر از پیش ما را سر در گم وکلافه نکند وشما که اصلا به ما ودیگران فکر نکرده وراه ورود به یاهو میل وجی میل را میبندی! با این کارتان جفا در حق صدها هزار نفر میکنید!!
میدانــی ؟!
بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !
بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادت نمیشوند !
بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دست نـخورده !
دیده ای ؟!
شنیده ای ؟!
بعضـــی ها بی نهایتــــــند !
دقیقا مثل " تو "

سخاوت بخرج نده ورشکست میشی مشتی!
از صبح تا حال هر چه تلاش کردم تا وارد ایمیلم شوم و مطلبی نو را برای وبلاگ جفاها بگذارم باز نشد که نشد!آخر این هم شد اینترنت ؟اینترانت هم که نداریم!پس چه کنیم؟اصلا مسخره نیست که جلو اینترنت ویاهومیل وجی میل را میبندند؟مگر رودخانه است که جلو آن را میبندید؟ بجای این کارها بروید جلو سیل را ببندید که خانه های مردم خراب نشود! از بس صبح تا حال عصبانی بودم پر خوری کردم وسوهانهای قمی را که توسط مهمانان تهرانی به منزل ما آورده بودند تمامش کردم یعنی کوفت کردم والان هم پشیمانم،اینترنت برما جفا میکند ما به خود جفا میکنیم !چرا اینقدر خر تو خر است؟
قره قوروت را از آب ماست یا همان دوغ می گیرند که پس از جوشیدن و تغلیظ بصورت جامد در می آید. مزه ترش قره قوروت به خاطر درصد بسیار بالای اسید لاکتیک آن می باشد. میزان اسید لاکتیک قره قوروت به قدری زیاد است که می توان گفت خود اسید لاکتیک است!!!!
هی نگین دهنم آب افتاد!!


امروز عصر بخاطر حال نا مساعدم تصمیم گرفتم به بیرون شهر بروم تا هوایی تازه کنم وچند تا نفس بلند بکشم شاید دودهای انباشته شده داخل بدنم (که ناشی از بنزین های نا مرغوب داخلی وبنزینهای خریداری شده از کشورهای عقب مانده تر از خودمان می باشد ) از ریه خارج شود.به نزدیکی یک چشمه ای رفتم که در فصل بهار و تابستان معمولا با صفا وداری آب زلالی است و مردم برای تفریح به آنجا میروند . بخاطر رفاه مردم یکی دوسال است که شهرداری آن منطقه از خواب بیدار شده وامکانات بسیار کمی را در اختیار گذاشته! از جمله کاری را که انجام داده درست کردن صندلی ومیز سیمانی است که هم زیبایی خاصی را به محل داده بود وهم مردم با نشستن روی آن می توانستند استراحت کنند. با کمال تاسف و در ناباوری تمام مشاهده نمودم که کل میز وصندلی ها را شخصی یا اشخاصی شکسته وآنها را به هر کجایی پرت کرده اند!!خدا میداند بسیار ناراحت شدم وتاسف خوردم که کدام نامردی ،کدام بی وجدانی،کدام ....... این کار را کرده است واین دیوانه وحشی در کدام خانواده تربیت شده که دشمن آسایش دیگران ودشمن زیبایی است! من عکسهایی هم از آنجا گرفتم ودر ادمه مطلب میگذارم تا ببینید چطور بعضی جفا در حق طبیعت ،جفا درحق بیت المال ،جفا درحق مردم دیگر میکنند!
به اینترنت بدیدم یک کلوزآپ / نمی دونم که اصل یا فتوشاپ
بدل یا اصل ، مو کاری ندارم / دلم در سینه افتاده به تاپ تاپ
***********
خوشا آنان که پاریس جایشان بی/ درون کافه ها ماویشان بی
اگر گشتن چو بابا نیمه عریون/ خدا را شکر شلوار پایشان بی
***********
خدایا دین تو اندر خطر بی/ دلم بازیچه ی اهل هنر بی
پشیمونم بگو تقصیر مو چیست / گناه مو فقط حظٌ بصر بی
***********
مکن کاری که "بهزاد" ننگش آیو/ با ملاهای نادون جنگش آیو
تو بهر جایزه لغزیده پایت / در اینجا سوی بابا سنگش آیو
***********
به کافی نت روم آنجا ته وینم/ به اینترنت روم درجا ته وینم
به هر وبلاگ و هر سایتی که آیم / نشان از قامت رعنا ته وینم
***********
یکی لختو و یکی عریون پسنده / یکی با چادرووتنبومون پسنده
به هرچه آفریدی طالبی هست/ دل مو عنچه ی خندون پسنده
***********
مو گشتم "شیفته" بر اون"گل" ناز/ گریبونش مثال غنچه ها باز
ندونم حکمت این جلوه ها چیست/ خدایا مو برقصم با کدوم ساز
***********
یکی آنسوی دنیا گشته عریون/ یکی اینجا شده غمگین و دلخون
گناه هر کسی بر خود نویسند/ چه باید کرد با مخلوق نادون
***********
خدایا کار تو خوب و خفن بی/ ولی این بنده بی چاک و دهن بی
ببخشا گر قصوری رفته از دست/ همش تقصیر این فیلتر شکن بی
یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز می کنه و از خودش پذیرایی می کنه
یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده
یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه
یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه
یه دوست واقعی اسم و شماره تلفن اونها رو تو دفترش داره
یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت میاره
یه دوست واقعی زودتر میاد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره
تا به کمکت همه جا رو جمع و جور کنه
یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی
یه دوست واقعی می پرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟
یه دوست معمولی ازت می خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی
یه دوست واقعی می خواد مشکلاتت رو حل کنه
یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی می شه دوستی رو تموم شده می دونه
یه دوست واقعی بعد از یه دعوا هم بهت زنگ می زنه
یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره
یه دوست واقعی می خواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی

پوکی استخوان یا بیماری خاموش چهارمین عامل مرگ و میر در جهان شناخته شده و از هر 4 زن بالای 25 سال 1 نفر مبتلاست. اخیراً یک درمان ساده و عالی برای آن پیدا شده، این راه حل نتیجۀ 7 ماه تحقیق در بیمارستان بقیه الله اعظم است.
هر روز صبح ناشتا 3 قاشق مرباخوری پودر سنجد (شامل پوست، گوشت و هسته) را در یک لیوان شیر داغ زده و نوش جان کنید. از عطاری های مطمئن فقط این پودر را خریده و در یخچال نگه داری کنید.
به تمام عزیزانتان این مطلب را آموزش دهید؛ به خصوص برای افراد مسن که با یک زمین خوردن ساده دچار شکستگی شده و ممکن است در اثر عمل جراحی دچار آمبولی و فوت شوند.
عنوان مطلب، از دوستم حسین آقاست که کلی در این مورد مقایسه فرمودند.به این آدرسhttp://goodweb.blogfa.com/post-76.aspx ومن موافق این هستم که واقعا به زنان از اول آفرینش تا حال جفا شده وحقوق آنها پایمال! اول اینکه در زمان قدیم اعراب سوسمار خور همه دختران بیگناه را زنده زنده زیر خاک میکردند واین بزرگترین حقوق آنهاست که بدست این قوم وحشی وبی تمدن پایمال میشد! دوم ما به راه دور نرویم همین الان هم کسانی بی خرد هستند که وقتی نوزادی بدنیا می آید وآن نوزاد اگر دختر باشد!پدر نوزاد قهر میکند !مادر نوزاد گریه میکند! فامیل نوزاد زیاد خوشحال نمیشوند! و....سومین مسئله اینکه یک دختر اگر از مدرسه ویا دانشگاه چند دقیقه دیرتر به خانه برسد کلی از طرف پدر ،مادر،برادر مورد باز جویی قرار میگیرد ولی اگر آقا پسری تا نیمه شب هم به خانه نیاید به هیچ کس پاسخگو نخواهد بود.وهزاران چیز دیگر که من به همین اکتفا میکنم.
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پس من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان رده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی هنوز
سالهاست که گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت.
مرده شور منو ببره که اینهمه شکمو هستم !بخاطر همین هم شب تا صبح خواب جنگ میدیدم ،خواب هلی کوپتر و....خلاصه اینکه اصلا نخوابیدم وبا آنکه ارده هم برای سوزش معده خورده بودم زیاد موثر نبودوشب هولناکی بود.ماجرا هم این بود: اول شب شام سالمی را خورده بودم، وقتی که پیتزا را دیدم نتوانستم از این غذای مزخرف بگذرم وچند لقمه کوفت کردم وهمین باعث شد که جفا در حق خود کنم.مرگ بر پیتزا !
شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟
-1 آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
-2 قبل از جواب دادن فکر کن
-3 هیچکس را تمسخر مکن
-4 نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
-5 خود برای خود، زن انتخاب کن
-6 به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو
-7 تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
-8 کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
-9 از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
-10 فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
-11 بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
-12 سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
-13 با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
-14 راستگو باش تا استقامت داشته باشی
-15 متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
-16 دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
-17 معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
-18 دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
-19 مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
-20 سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
-21 روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
-22 هرگز ترشرو و بدخو مباش
-23 در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
-24 اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
-25 دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
-26 چالاک باش تا هوشیار باشی
-27 سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
-28 اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
-29 با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
-30 مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند
از لقمان حكيم پرسيدند ادب از كه آموختي گفت از بي ادبان


تابه حال به وجود رودخانه ای در زیر دریا فکر کردید ؟!
در منطقه ی Cenote Angelita در کشور مکزیک این محل وجود داره
این تصاویر زیبا توسط Anatoly Beloshinchin گرفته شده ، اون در مورد این محل می گه: «ما در عمق ۳۰ متری هستیم ، آب تمیز و تازه ای در این قسمت وجود داره - بعد در عمق ۶۰ متری ، آب شور (نمک) رو حس می کنیم و در زیر این قسمت من یک رودخانه می بینم ، یک جزیره و شاخ و برگ هایی که در اطرافش هست - واقعیتش این هست که رودخانه ای که شما میبینید ، لایه ای از هیدروژن سولفید هست.»
باید حس جالبی باشه دیدن یک رودخونه در عمق ۶۰ متری دریا
این بیماری را در کتابهای طبی جا نمیدهند در صورتیکه یکی از بیماریهای مهلک است وباید برای علاج آن فکری کرد.علایم بیماری بی پولی عبارتند از:۱-سرخ و زرد شدن صورت در برابر سوالات زن وبچه.۲-تعریق فراوان وآن زمانی است که در برابر برآورده نکردن خواسته های زن وبچه پیش می آید ویا در برابر طلب کارها۳-افتادگی سر به پایین وآن زمانی است که قسط ماشین عقب افتاده ،پولی برای اجاره خانه نداری،برق منزل بعلت بدهی در شرف قطع شدن است، ویا چک برگشتی داری و.... عوارض این بیماری عبارتند از۱-تندخویی۲-بی خوابی۳-فحاشی۴-بی دینی۵-دیوانگی عوامل این بیماری عبارتند از۱-بی برنامگی مملکت۲-بی برنامگی دولت۳-بدبختی وبدشانسی طرف .
از عجایب اینکه بعضی در طول عمر از این بیماری مصون هستند!
این بیماری معمولا متعاقب بیکاری ودر سنین جوانی اتفاق می افتد وگاهی تا آخر عمر ادامه دارد!
اینکه در شهر ما یک روز از سال ، بلیط اتوبوس خط واحد رارایگان میکنند کار بیهوده وبس عبث میباشد چرا که نه کسی به خاطر این ۱۰۰ تومان خوشحال میشود ونه قرار است با دادن آن کسی فقیر شود وبا ندادنش ثروتمند!.همین کافی، که در این روز اخلاقیات رانندگان خط واحد بطور جد عوض شده واحترام به دیگران وادب و اخلاق انسانی از یادشان میرود وبه مسافرین به چشم دیگری نگاه میکنند شرح ماجرای امروزم را نوشتم متاسفانه در پایان اینترنت مزخرف ایرور داد بخاطر همین به همین اکتفا میکنم که اتوبوسرانی هم با این سخاوتمندی که در این روز میکند درحق مردم و خودش جفا میکند
یکی از کارهای من توی اینترنت این بود که به همه وبلاگهای آشنا سر بزنم ومطلبی تازه ونو را بیاموزم واین کار را میکردم وگاها بعضی وبلاگها یک ماه آپ نمیشد ومن شاید چند بار به آن سر زده بودم !وحالا میفهمم که چقدر تا به حال خنگ بودم وبلد نبودم آدرس وب آنها را قسمت وبلاگ دوستان بگذارم تا وقتی آپ میکنند آنرا متوجه شوم!به خاطر این خیلی جفا در حق خودم کردم که زودتر متوجه نشدم!
شناسايي مزاج و پرداختن به آن در طول زندگي يكي از مهمترين و كاربرديترين شيوهها براي حفظ سلامت، تندرستي و نشاط عمومي بدن است.شناسايي طبع و مزاج هر فرد و آگاهي او از نوع مزاجي كه دارد به او كمك ميكند تا با مصرف موادغذايي و خوراكيهايي كه مناسب با طبع و مزاج اوست به حفظ سلامت و تندرستي خود در طول زندگي كمك كند.

تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی
دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتردر انگشتان مختلف تفاوت می کند.
گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمیرود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روندتا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند.
کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که
متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود درخیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم.
مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر
انگشت شست:
نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در
ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید.این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.
انگشت اشاره:
نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمنددر انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه،انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.
انگشت وسط :
نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.
انگشت انگشتری انگشت چهارم :
انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.
انگشت کوچک:
نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما بامحیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر دراین انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درموردازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.
انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم
بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهریکه می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یاانگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنهارا بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقاداتمذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتربه ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند
برنده کیست و بازنده چه کسی خواهد بود ؟!
بیش از پنجاه مقایسه....


امشب از کوچه ای نسبتا تاریک گذر میکردم و با پای پیاده همی تند رفتمی تا به نقطه روشنی برسم. خانمی باماشین و با چراغ نیمه روشن با سرعتی زیاد از بغل ما گذر کردی و از آب وسط کوچه هرآنچه بود بر سر وصورت ولباس ما همی ریختی وبا خیال راحت به راه خود ادامه دادی!وما نیز یادمان آمد که در پستی برای حال گیری مردم نوشته بودیم که همی تند روید تا آبهای وسط کوچه به مردم بپاشد.صبر را پیشه کردیم و پیش خود گفتیم از ماست که بر ماست!وچنین بود که جفا دیدیم!
درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ