چندی پیش در یکی از جلسات ، یکی از اعضا خاطره جالبی از سفرش به ژاپن نقل کرد. این خاطره جالب شاید یکی از دلایلی باشد که نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرتهای صنعتی در دنیا است.
وی گفت:

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که اگر بخواهیم ظرف مدت چند ثانیه با استفاده از بمب اتم سطح زمین را از انسان ها پاک کنیم، به چه تعداد کلاهک هسته ای نیاز داریم؟
میخواهم ازت گله کنم،میخواهم ازت سوال کنم،میخواهم شکوه کنم وچون شفاها جوابم ندادی برایت کتبا مینویسم شاید پاسخی بیابم
خدایا مگر نه این است که انسانها را آزاد خلق کرده ای؟مگر نه این است که خوبی بندگانت را میخواهی؟مگر نه این است که فرموده ای خلاف کاران را مجازات میکنی؟وهزاران حرف دیگر!
خدایا چرا اینقدر صبرت زیاد است؟خدایا چرا گناهی را که دیگران میکنند ،جزایش را به کسان دیگر میدهی؟
خدایا تو شاهد راهپیمایی برهنگان بی تمدن و وحشی وبی عقل تر از انسانهای اولیه وبی شعورتر از حیوان که در ایتالیا برگزار شد بودی!
آنگاه قحطی وخشک سالی ،گرانی وگرسنگی ،بیکاری وتورم ، خجالت وشرمندگی از زن وبچه را برای ما می آوری!
اگرچه ما همیشه شکر گزار نعمت های تو بوده وخواهیم بود ولی جفا نیست که بهترین خوشیها ،بهترین مناظر طبیعت و آب وهوا،بهترین ساختمانها ،بهترین ماشین هاو تکنولوژی،بهترین مخترعین و مکتشفین،بهترین عالم ها را در بلاد کفر می گذاری تا از نعمت های بی پایانت بهره ببرند و ما را نه....
۱) بیشتر از دیگران بدانید.
۲) بیشتر از دیگران کار کنید.
۳) کمتر انتظار داشته باشید.
ویلیام شکسپیر
چیزی نو خلق کنید.
همه انسانها خلاق هستند. اما پس کودکی و نوجوانی این مسئله گاهی فراموش میشود. کشف دوباره خلاقیتهایتان راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبهنفستان است. خلق یک چیز جدید راهی عالی است اما همیشه هم آسان نیست. اما وقتی کارتان تمام شد نه تنها احساسی عالی نسبت به خودتان پیدا میکنید، بلکه بعضی اوقات قسمتهای جدیدی از خودتان که قبلاً میشناختید را دوباره کشف میکنید. خلاق بودن راهی عالی برای شناختن خودتان و تواناییهای پنهانتان است.
بیش از دو روز بود که کتی از خانه رفته بود وخبری ازش نداشتیم اگرچه هر چه زمان میگذشت من نبودش را بیشتر حس میکردم وبیشتر ناراحت می شدم ولی از ته قلب هم آرزو میکردم که جایی بهتر پیدا کرده باشد وخوشحال باشد.همین امروز ظهر بود که بعداز شصت ساعت غیبت باز به خانه آمد وحداقل منو خوشحال کرد. کتی نمی دانست در نبودنش نقشه ها برایش کشیده شده وبطور کلی تحریم گردیده است .همان لحظه اول که خواست وارد حال شود نقشه پیاده شد وهمه مانع ورودش شدند.البته بدستور کد بانو این کار انجام شد .همین نیم ساعت پیش وقتی به خانه آمدم دیدم کتی از سرما داخل کارتن رفته وکارتن خواب شده.هر چه صدایش کردم اصلا واکنش نشان نداد و واقعا افسرده بنظر میرسید!حتی غذا هم از دستم نخورد وقتی خواستم از کارتن خارجش کنم با صدا اعتراض کرد وبلاخره به زور او را دور از چشم کدبانو به زیر زمین بردم تا سرما نخورد تا فردا برایش یک فکری بکنیم .احتمالا کتی در این چند روزی که نبود از دست کسانی کتک خورده چرا که خیلی ترسو شده است.اکنون به خاطر این وابستگی که من برای کتی پیش آورده ام خیلی ناراحتم و این کار خود را جفا در حق او میدانم.
بعضی از حركات درصورت، دستها، پاها و دیگر اعضای بدن ميتواند به فاششدن افكار و روحیات مخاطب كمك كند. آیا میدانستید حتی زمانی كه یك شخص با شما صحبت نمیكند، نشانههایی درصورت، بدن، پاها و دستهای او وجود دارد كه میتواند بدون آنكه خود او متوجه شود به شما در خواندن فكر او كمك كند. در حقیقت همه انسانها بهطور ناخودآگاه حركاتی از بدن خود نشان میدهند كه از آن بهعنوان زبان بدن یاد میشود. آشنایی با این حركات و نشانهها میتواند به شما كمك كند، در ملاقات با دیگران بهتر بتوانید به آنچه در ذهن آنها میگذرد پی ببرید و به این ترتیب تصمیمات منطقیتری بگیرید. برای مثال در بسیاری از موارد، زمانی كه یك فرد هنگام صحبت با شما سرش را پایین نگه میدارد، با موهایش بازی میكند یا وزن بدن خود را روی یكی از پاهایش می اندازد بهطور ناخودآگاه در حال انتقال پیامی به شماست.

بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فرو ریختن برج های دو قلوی تجارت جهانی در آمریکا شد، یک شرکت جلسه ایی ترتیب داد و از بازماندگان شرکت های دیگری که افرادش از این حادثه جان سالم به در برده بودند دعوت کرد تا کسانی که از این مهلکه جان سالم به در برده و در آن انفجار غایب بوده اند دلیل خود را ذکر کنند. در صبح روز ملاقات ، مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و داستان همه آدم ها یک نقطه مشترک داشت : همه در اثر یک اتفاق کوچک جان سالم به در برده بودند!

یک رویداد واقعی می تواند پاسخ این سؤال را بدهد. در سپتامبر ، دو نفر به یک مرکز پزشکی متروک در گویان برزیل دستبرد زدند و بعضی از تجهیزات ارزشمند آنجا را به سرقت بردند. طی یک روز آنها به استفراغ، اسهال و سرگیجه شدید دچار شدند. دلیل این مشکلات هم این بود که یکی از ابزارهایی که به سرقت برده بودند، حاوی یک منبع قوی رادیواکتیو به نام نمک کلرید سزیوم بود که برای درمان بیماران سرطانی به کار می رفت. یک سمسار محلی به نام دوایر فری هرا این ابزار را خرید و آ ن را به خانه آورد. او مجذوب نور آبی ای شده بود که شب هنگام از پودر درون این جسم تابیده می شد. او ابزار را در اتاق نشیمن خانه گذاشت و خانواده و فامیل را به تماشای این گوهر زیبا دعوت کرد!
مهمانان هم این ماده را لمس کردند و آ ن را مثل کرم ضدآفتاب به پوست خود مالیدند، حتی بخشی از این کلرید سزیوم را با خود به خانه هایشان بردند، اما طی یک ماه، همسر فری هرا، برادرزاده شش ساله اش و دو نفر از کارمندانش از سندرم حاد تشعشعی مردند و سرجمع 49 نفربه تشعشعات رادیواکتیو آلوده شدند. دوز تشعشعی که این افراد طی چند روز دریافت کرده بودند، بین 5 4 تا 6 سیور بود. هر سیور معادل مقدار تشعشعی است که به هر کیلوگرم از جرم فرد دریافت کننده، می تواند یک ژول انرژی منتقل کند. این درحالی است که در حالت طبیعی، ما سالانه 4 2هزارم سیور تشعشع طبیعی را از موادی مانند رادون دریافت می کنیم که البته آسیب رسان نیست؛ حال حساب کنید شدت تشعشعی که این افراد بخت برگشته طی چند روز دریافت کرده اند، به چه اندازه خطرناک است.
محاسبات دانشمندان نشان می دهد آستانه مرگ با تشعشع حدود 2 سیور است و در تشعشع 6 سیوری، مرگ حتمی خواهد بود! ا ما خود فری هرا که تحت تشعشع 7سیوری قرار گرفته بود، زنده ماند و بعدها، در سال 1974 درا ثر مصرف مشروبات ا لکلی جان سپرد شاید دلیل جان به در بردن فری هرا ا ز تشعشع، این بود که او بیشتر ا ز همسرش در خارج از خانه حضور داشت و این، به سلو ل های بدنش فرصت می داد تا بخشی از صدمات ناشی از تشعشع را بهبود بخشند.
خانمها کم توقع اند ببینید وقضاوت کنید!
همه اون چیزی که خانم ها میخوان


خدایا پدر ومادر وهمه مردگان خواننده این مطلب را بیامرز. پدر ومادر این حقیر را هم بیامرز. آمین
یادش به خیر پدرم مزرعه ای خیلی بزرگ داشت که هیچ نیاز به برق وپمپ آب نبود واستخر آن مزرعه با آب قنات پر می شد.ما آن زمان دیپلم گرفته بودیم ولی عقل درست و حسابی نداشتیم!چرا که مادام به او فشار می آوردیم که مزرعه را بفروش وخودت را از دست بیابان خلاص کن.بیچاره پدرم هیچ گاه میل فروش نداشت ومزرعه را دوست داشت اگرچه خودش از آبیاری وباغداری چیزی نمی دانست ولی با دادن پول کارهای مزرعه اش انجام میشد وتابستانها هم ما بعد از تعطیل شدن مدرسه در آنجا بودیم وچه هوای پاک وتمیزی داشت چه درختان سر به فلک کشیده وچه کشت وکاری!زمان گذشت وچون توانایی پدرم کمتر شد وما هم به او کمک نمی کردیم مزرعه را به قیمت ۹۰۰ هزار تومان فروخت و بعدا پولش را تمام کرد. اکنون بعد از سالها که میگذرد میفهمم چه جفایی در حق پدر و خودمان کرده ایم.
برای اینکه تشخیص دهید کارمندان را بهتر است در کدام بخش به کار بگمارید:
500 عدد آجر را در اتاقی بگذارید و کارمندان جدید را به آن اتاق هدایت نمایید. آنها را ترک کنید و بعد از 8 ساعت بازگردید. سپس موقعیت ها را تجزیه و تحلیل کنید:
* اگر دارند آجرها را می شمرند، آنها را در بخش حسابداری بگذارید .
* اگر از نو (برای بار دوم) دارند آجرها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذارید .
* اگر همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند، آنها را در بخش مهندسی بگذارید .
* اگر آجرها را به طرزی فوق العاده مرتب کرده اند، آنها را در بخش برنامه ریزی بگذارید .
* اگر آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند، آنها را در بخش اداری بگذارید .
* اگر در حال چرت زدن هستند، آنها را در بخش نگهبانی بگذارید .
* اگر آجرها را تکه تکه کرده اند، آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذارید .
* اگر بیکار نشسته اند، آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذارید .
* اگر سعی می کنند آجرها ترکیب های مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند، آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذارید .
* اگر اتاق را ترک کرده اند، آنها را در قسمت بازاریابی بگذارید .
* اگر به بیرون پنچره خیره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذارید .
* اگر بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند، به آنها تبریک بگویید و آنها را در قسمت مدیریت قرار دهید.
برآیند ساده
کیوان شید: شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان
مهرشید: یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = مهر، خور (خورشید)
مهشید: دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه
بهرام شید: سهشنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars= بهرام
تیرشید: چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر
هرمزشید: پنجشنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز
ناهیدشید یا آدینه: جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهید

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید
تا باور کنید!
اون (دختر) رو تو یک مهمونی ملاقات کرد. خیلی برجسته بود، خیلی از پسرها دنبالش بودند در حالیکه او (پسر) کاملا طبیعی بود و هیچکس بهش توجه نمی کرد.
آخر مهمانی، دختره رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد. توی یک کافی شاپ نشستند، پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد، “خواهش می کنم اجازه بده برم خونه…”

اوایل استخدامم بود وهیچ پولی برای مخارج نداشتم آن موقع هم زن داشتم وهم بچه ،وحقوقم را قرار بود چند ماه بعد بپردازند. بانکهای قرض الحسنه ۱۰هزار تومان وام میدادند ولی گرفتن آن هم با مشکلات زیادی همراه بود. بخاطر این بود که پیش پدرم رفتم ودرخواست پول کردم .ایشان (خدا همه را بیامرزد)۲۰ هزار تومان به من داد ودر برابر آن چک چند ماهه گرفت.آن موقع من پیش خودم گفتم که چه پدر بدی است وچگونه دارد به فرزندش جفا میکند! زمان گذشت و حقوق را گرفتم وبدهی را صاف کردم.اکنون سالها میگذرد ومیفهمم که نه تنها پدرم آن موقع جفا نکرد بلکه او درس زندگی را به من داد ودرس قدر چیزی دانستن را.
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، دری دیگر باز میشود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم میدوزیم که درهای باز را نمیبینیم.
امروز به یک چیز خیابان دقت کردم وخیلی برایم ناراحت کننده وسوال بر انگیزشد!حالا شما هم دقت کنید می بینید که زیاد پرت وپلا نگفتم. در کنار خیابان ،در جایی که ماشینها پارک می شوند ویا داخل کوچه ها آنجایی که ماشینها توقف می کنند ،شما ده سانتیمتر از کف زمین را بدون روغن نخواهی دید!در هر کجا که بنگری قطرات روغن ودر بعضی جاها هم بیش از قطره به چشم می خورد .عامل این موضوع هم ماشینهای ساخت داخل است که اصلا مر غوب نیستند!وگرنه ماشین ژاپنی نه یک قطره روغن ریزی دارد ونه موتورش چرب می شود.یکی از مشکلاتی که این روغنها بوجود می آورند آلوده کردن آبهای زیر زمینی می باشد .آیا با این کار جفا در حق طبیعت نمی کنیم؟عامل این جفا کیست؟
این مورد اصلاً آسان نیست. اما پاداش خیلی خوبی به همراه دارد. اگر با یک ترس
روبهرو شوید، اعتمادبهنفستان 10 قدم بالاتر میرود. و هربار که با یک ترس روبهرو
میشوید آرام آرام متوجه میشوید که ضرب المثل قدیمی "از هیچ چیز به اندازه ترس
نباید ترسید" فقط یک کلیشه توخالی است.

او روی چهار دست و پا راه میرفت و دستها و پاهایش آنقدر زخم شدهبودند که سفت شده و برایش حکم سم را پیدا کرده بودند. وی میتوانست با بزها ارتباط برقرار کند اما نتوانست زبان بشر را یاد بگیرد.
پسر بزی آند پس از پیدا شدن، توسط تیمی از دانشگاه پزشکی «کانزاس» تحت بررسی و آزمایش قرار گرفت. نام او را «دانیل» گذاشتند.
یکی از دوستان همکار را که مدت زیادی بود ندیده بودمش، در خیابان ملاقات نمودم وبسیار از دیدنش خوشحال شدم.کنار پیاده رو ایستادیم وهی حرف زدیم واز همه چیز صحبت کردیم.از بدشانسی دوستم ویا بهتر بگویم از بد شانسی هر دو تایی ،در میان صحبت کردن بودیم که یک کلاغ بد جنس از بالای سر ما رد شد ویک عدد فضله بزرگ انداخت روی سر دوستم! ودوستم چون خیلی کم مو بود اول از داغی آن فضله سرش سوخت بعدا متوجه شد چه اتفاقی افتاده!من هم که از دست جفای کلاغ جفاکار خجل شده بودم دوستم را دلداری دادم و بدین سان صحبت های ما هم بپایان رسید.در کلام آخر دوستم میگفت ببین من چقدر بدشانسم که یک میلیون وششصد هزار کیلومتر مربع ایران وسعت دارد آنوقت کلاغ باید هدفش روی صدوشصت سانتی متر سر من باشد!

کلیک کنید
سایت بسیار باحال برای زیبا کردن عکسهای شما
با منوی فارسی
با افکت های گوناگون، سایت را باز کنید و ببینید
از کنار خیابان گذر میکردم پیچی به اندازه ی۵سانتی متر داخل خیابان افتاده بود. بی خیال از کنار آن گذشتم هنوز۵۰متری دور نشده بودم که وجدانم مرا سرزنش کرد وگفت:شاید یک ماشین از روی آن رد شود واز بدشانسی راننده، میخ در لاستیکش بنشیند و پنچرش نماید!یک لحظه به خود آمدم وبرگشتم وپیچ را بر داشته در گوشه ای انداختم تا مبادا کسی را بیازارد وبدین ترتیب از جفایی که نکردم خوشحالم.
دانستني هاي بسيار مفيد خانه داري

همیشه خواب آلوده ایم، توان تمرکز بر مسائل را نداریم، نمی توانیم مطالعه کنیم و در بسیاری از اوقات به رغم میل باطنی مان فقط وقت را به بطالت می گذرانیم. شاید این وصف حال بسیاری از افرادی باشد که اکنون این مطلب را مطالعه می کنند و در عین حالی که مشتاقند بدانند ادامه مطلب چیست؛ بیقرارند که چرا در چشم بر هم زدنی به پایان آن نمی رسند.

چند روز پیش یک جعبه کاکائو گرفته بودم وتا خانه آوردم ۲بسته آن را خوردم .وقتی خانه رسیدم بچه ها زیاد استقبال نکردند وما هم جعبه را گذاشتیم بالا وبیرون یخچال تا در فرصت مناسب حسابش را برسیم.یکی دو روز است که جعبه را بالای یخچال درست همان جای اولی می بینم ولی خویشتن داری کرده ام چرا که دکترم گفته نباید وزنت زیاد شود. امشب داشتم تلویزیون تماشا می کردم ودر این اندیشه بودم که بیا وگوش به حرف دکتر نکن.وبلاخره تصمیم جدی گرفتم که بروم وحداقل یکی از بسته های کاکائو را بخورم.بلند شدم وبه سراغ محل کاکائو رفتم ،وقتی جعبه را برداشتم ناگاه دستم ۲۰ سانتیمتر به بالا پرتاب شد . وتنها علت پریدن دستم به بالا این بود که مغزم انتظار داشت جعبه ای را که قرار است بر دارم باید وزنی معادل ۴۰۰ گرم داشته باشد در حالی که در عمل وزن این جعبه کاکائو ۴ گرم هم نبود! آیا خورندگان این جعبه کاکائو جفا در حق این حقیر نکردند؟

بقیه عکسها در ادامه مطلب
**** ورزش کنید.
این مورد اثری عمیق بر اعتمادبهنفس دارد. ورزش منظم و همیشگی سطح انرژی شما را بالا میبرد و موادشیمیایی مختلفی تولید میکند—مثل تستوسترون و اندورفین—که حالت مثبتتری به شما میدهد. به نظر میرسد ورزش به طور اتوماتیکوار اعتمادبهنفس افراد را بالا میبرد و رویکرد شما را نسبت به زندگی تغییر میدهد. علاوه بر آن فرم و شکل بهتری به اندام شما میدهد که راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبهنفس است.
از یارو می پرسن: اگه گفتی کی به همه محرمه؟ یک خورده فکر میکنه میگه: سوپر مارکت سر کوچه! میگن: چرا؟میگه: چون به همه شیر میده
یارو باباش میمیره، میره خاکش کنه، جو میگیردش، فیتیله پیچش هم میکنه
آدمها وقتي پير مي شوند امكان بيمار شدنشان بيشتر از جوانهاست وبعضي بيماري ها هم فقط در پيري اتفاق مي افتد.خيلي از مردم به خاطر مسايلي بيمه نيستند و از امكانات آن بي بهره اند.اگرچه گاهي اين بيمه ها هم بدرد نمي خورند وبودنشان مايه معطلي است!اگر اين مقدمه را گفتم به خاطر چيز ديگري بود. من نمي دانم اين چه قانوني است كه اگر يكي بي دقتي بكند ويا يكي مست و نئشه پشت ماشين بنشيند وديگري را كه پياده در حال رفتن است به زير بگيرد وداغون كند ! درمان او رايگان است و ضارب بابت اين تصادف هيچ گونه وجهي را نبايد بپردازد! ولي اگر يكي كه در هفت آسمان يك ستاره ندارد،بيمار شود ودر بيمارستان بخوابد تا بهبوديش بايد ميليون ها ريال بپردازد! آيا اجراي قانون اولي جفا در حق ديگر مردم مستضعف نيست؟
متاسفانه پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. در سال 1971 سه کیهان نورد روسی فضاپیمای سایوز 11 در حال بازگشت به زمین بودند که در ارتفاع 168 کیلومتری از سطح زمین، دریچه کنترل فشار کابین دچار نقص فنی شد و برای 11 دقیقه و 40 ثانیه، فشار داخل کابین به صفر رسید. بررسی مشخص کرد که فضانوردان طی 30 تا 40 ثانیه اول فشار، به دلیل افت شـدید اکسیژن در بافت های مغز، جان سپردند. دلیلش هم ساده است؛ برای انتقال اکسیژن به بافت های مغزی، هم باید اکسیژن وجود داشته باشد و هم فشار هوا!
بقیه در ادمه مطلب
دیروز برای چندمین بار بود که آقای کتی (گربه زشت من)میل به شکار کردند و ما هم ایشان را کمک کردیم میدانم که جفا در حق پرنده کردم ! ولی چکار میشه کرد وقتی که طبیعت بی رحم است! در عوض برای مشکلی که بخاطر کار مردم (دو نفر دیگر) برای خودم پیش آورده بودم شب تا صبح عذاب کشیدم و شب سختی را سپری کردم.عکس های کتی را در ادمه مطلب گذاشتم چون میدانم بعضی ناراحت میشوند.

**** از مدیتیشن استفاده کنید.
مدیتیشن راهی عالی برای از بین بردن افکار منفی و دست یافتن به افکار مثبت است.
99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996
1) دکمه ctrl + f رو فشار بده
2) توش عدد 9 رو بنویس
برگرفته ازhttp://delbarakkk.blogfa.com/
یکی از وسایل مصرفی جانبازان ،بیماران قطع نخاعی،بیماران بستری در بخش ارولوژی وبیماران بیهوش ویا آنهایی که به عبارتي زمین گیر شده اند کیسه ادرار یا بقول خارجی ها یورین بگ می باشد.متاسفانه بعضی شرکت های داخلی این محصول را ساخته وبه بازار فروش هم روانه کرده اند!وقتی که میخواهی از آن استفاده کنی اصلا مایع داخل کیسه نمیشود!یعنی در ابتدای کیسه گرفتگی دارد!آیا حیف مواد اولیه نیست که این سود جویان آنرا خراب میکنند؟آیا حیف وقت نیست که در این راه گذاشته اند ؟ آیا حیف پول نیست که جهت خریدن به آن شرکت بپردازیم؟ آیا اینها جفا در حق مردم وخریدار ومصرف کننده نیست؟آیا این کار جفا در حق مملکت نیست؟
اگر فکر مىکنيد درس خواندن سخت است، به اين بچه نگاه کنيد

هرگاه احساس کرديد که ديگر بايد تسليم شويد، به اين مرد فکر کنيد

اگر فکر مىکنيد کارتان سخت است، به اين مرد نگاه کنيد

اگر از سيستم حمل و نقل گله داريد، به اينها نگاه کنيد

اگر فکر مىکنيد جامعه با شما رفتارى ناعادلانه دارد، به اين پير زن نگاه کنيد
اگر فکر مىکنيد حقوقتان کم است، پس اين دختر بچه چه بگويد؟

اگر فکر مىکنيد دوستان زيادى نداريد ...

از زندگى لذت ببريد، همانگونه که هست و همانگونه که پيش مىآيد
ما از خيلىها خوشبختتريم
بسيارى چيزها در زندگى هستند که چشم شما را به خود جلب مىکنند
اما چيزهاى کمى هستند که اين کار را با قلب شما مىکنند ...
دنبال آنها باشيد


به یارو میگن: حالت چطوره؟ میگه: تازه موکتش کردم
یارو میره جبهه فرداش بر میگرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن
از یارو میپرسن بنظر تو سخت ترین کار چیه؟ میگه: نمک تو نمکدون ریختن، چون سوراخ هاش خیلی ریزه
همین چند روز پیش، "یولیا واسیلی اِونا"
پرستار بچههایم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسویه حساب كنم.

**** برای انجام یک کار جدید نقشه بکشید و بعد آن را دنبال کنید.
این یکی از مهمترین و موثرترین راههای ایجاد اعتمادبهنفس دائم است. وقتی تصمیم میگیرید کاری انجام دهید و از آن عقب نمیکشید و آن را پیش میبرید، خودتان به خودتان ثابت میکنید و اینجاست که اعتمادبهنفستان بالا میرود.
|
قانون صف: اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد. قانون تلفن: اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود. قانون تعمیر: بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد. قانون کارگاه: اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید. قانون معذوریت: اگر بهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد. قانون حمام: وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد. قانون روبرو شدن: احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد. قانون نتیجه: وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد. قانون بیومکانیک: نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. قانون تئاتر: کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند. قانون قهوه: قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید. |
«ژان پل سارتر»
**** یک چیز جدید امتحان کنید.
وقتی پا را از منطقه آرامشتان بیرون میگذارید و چیزی را امتحان میکنید که قبلاً نکرده بودید، نه تنها خودتان را وارد یک چالش میکنید بلکه محدودههای خود و اعتمادتان به تواناییهای خود را گسترش میدهید. با امتحان کردن یک چیز تازه میتوانید از ترسهایتان کم کنید و زندگی با موانع و محدودیتهای کمتر داشته باشید.
با اينكه عجيب بهنظر ميرسد اما محققان متوجه شدند فحش دادن واقعا ميتواند درد را در انسان كم كند اما اين روش در بين افرادي كه زياد اقدام به انجام اين كار ميكنند موثر نيست.

**** موسیقی نشاط بخش گوش دهید.
قبل از اینکه شب در مهمانی شرکت کنید، یا قبل از یک امتحان یا جلسه مهم، قبل از هر چیزی که ممکن است اعتمادبهنفستان را کمی سست کند، میتوانید از موسیقی بعنوان انگیزه برای تقویت روحیه استفاده کنید.
اگر این مطلب را بخوانید وبه دوستانتان بگویید شاید چندین نفر را از خطر نجات بدهيد.

|
|

بنا به نوشته یک مقاله در وبلاگ دوستان امروز تصمیم گرفتم برای راهپیمایی روزانه راه همیشگی را عوض کنم ودر راهی پا بگذارم که هرگز نرفته بودم.نزدیکهای غروب راه رفتن را آغاز کردم و وارد کوچه وپس کوچه های جدید شدم .بعضی ساختمانهای تازه ساز وشیک نظرم را جلب کرد وبعضی ساختمانها هم با آنکه عمری نداشتند خیلی زیبا نبودند.کوچه ها برایم تازگی داشت ،راه را ادامه دادم تا به باغات رسیدم ومسیر را طوری انتخاب کردم تا در نهایت به چهار راه مورد نظرم برسم ،هوا کم کم تاریک می شد ومن هنوز در کوچه باغها قدم می زدم صدای سگ از باغی به گوشم می رسید راستش کمی ترسیده بودم ودائما فکر می کردم که ممکن است به بن بست برسم وچون هوا رو به تاریکی میرفت ممکن بود گم شوم ومورد هجوم شغال یا جانور دیگری قرار گیرم.درختان باغها هیچ کدام برگی نداشتند ولی از بعضی باغها اینجور معلوم بود که تابستان هم برگ نداشته وتوسط صاحبان آنها خشک شده اند!فضولی من گل کرده بعضی شاخه درختان را دست میزدم ولی کاملا خشک وبیجان بودند.وقتی خیلی دقت کردم متوجه شدم انگار همه مردم در حال خشک کردن باغ خود هستند تا در آن خانه بسازند!وبدین ترتیب در حال نابود کردن دسترنج پدر وپدر بزرگانشان می باشند! آیا نسل جوان ونسل ما با خشک کردن باغها جفا در حق پدر و پدر بزرگهای خود نمی کنیم؟
**** از خودتان بپرسید: بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟
ترسیدن از اتفاقاتی که ممکن است بیفتد خیلی راحت است. وقتی واقعاً از خودتان بپرسید بدترین چیزی که ممکن است رخ دهد چیست، تصویری روشن از موقعیت پیدا میکنید، کمی از ترستان از بین میرود و میفهمید که نتایج احتمالی آن به آن اندازه که اول تصور میکردید ترسناک نیستند. با اینکار عواقب احتمالی را برای خودتان تعریف میکنید و همچنین متوجه میشوید که هر اتفاقی که بیفتد میتوانید آن را مدیریت کرده و از آن سربلند بیرون بیایید.

هیچ وقت با شوهرتان دعوا نکنید. فقط تا ده بشمارید وقتی آرام شدید و او خوابید دمپایی هایش را با چسب به زمین بچسبانید.

یکی از مواردی که توجه من را خیلی جلب میکند تفاوت
روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است.
نتیجه مشاهداتم هم در یک جمله خلاصه میشود.
"والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند."

درود بي پايان به بازديدكنندگان اين وبلاگ